رفاقت به سبک شهید

رفاقت به سبک شهید

راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و
هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد
داستان کربلا را بخواند ،
اگرچه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد...

شهید سید مرتضی آوینی

کانال تلگرامی رفاقت به سبک شهید
https://t.me/dosti_ba_shahid

پيوندها

هو الرحمن الرحیم

باختران که بودیم جنب مسجد ترکان،
پیرمردی مغازه داشت که با انقلاب و اسلام میانه خوبی نداشت
چهره و لبخند آقا مهدی و احوالپرسی هایشان در پیرمرد تأثیر گذاشته بود
پیرمرد می گفت: من اصلاً با شماها میانه خوبی ندارم ولی
نمی دانم این یکی چطوری توی دلم جا گرفته، بی نهایت دوستش دارم، نمی آید دلتنگش می شوم.
از آقا مهدی پرسیدم: چطوری این پیرمرد را آرام کردی و در او تأثیر گذاشتی؟
با لبخند ملیحی که کرد گفت : به تاسی ازذره ای عمل به  شیوه و رفتار پیامبر و ائمه (س)

شهید مهدی خوش سیرت



روحانى باسوادى که در پایین شهر قم امام جماعت و مورد توجه مردم نیز بود و هر روز نیز در درس آیت الله العظمى بروجردى شرکت میکرد. مرحوم آقاى بروجردى نیز او را می شناخت و به او عنایت داشت. از چهره هایی بود که در درس، با آیت الله العظمى بروجردى مباحثه میکرد و ایشان نیز جواب میدادند. روزى در اوج درس، به درس آیت الله العظمى بروجردى ایرادى وارد کرد، ایشان جواب دادند، دوباره به جواب آیت الله العظمى بروجردى ایراد کرد، ایشان دوباره جواب دادند، بار سوم آمد ایراد بکند، مرحوم بروجردى اخم مختصرى در ابرو انداختند و مقدارى صداى خود را بالا بردند و به او فرمودند: کافى است. همین. چند لحظه از درس گذشت، هنوز نیم ساعت دیگر باید ایشان درس را ادامه مى داد، قطع کرد. از منبر پایین آمد، به جاى این که به طرف درب خروجى برود، به میان جمعیت آمد. چون حدود نهصد نفر در درس ایشان حاضر بودند. دست مبارکشان را برابر آن شیخ دراز کردند، او نیز دست خود را دراز کرد، آقاى بروجردى دستش را گرفت و خم شد، دست آن شیخ را بوسید و رفت. جبران لغزش- اگر لغزش باشد- تمام شد؟ اما به نظرشان جبران نشد. هنگام طلوع آفتاب، پول قابل توجهى را با عباى نوى قیمتى برداشتند، تنها به درب خانه آن عالم رفتند، در زد. مى دانستند این وقت، این عالم بیدار است. وارد منزل این عالم شدند، این عباى نوى قیمتى و آن پول قابل توجه را جلوى این عالم گذاشتند و به او فرمودند: نزد خودم، از عمق دل به پروردگار بگو: خدایا! من حسین بروجردى را بخشیدم. گفت: آقا! اتفاقى نیفتاده است، شما چرا این قدر به خود سخت گرفته اید؟ شما استاد من و جان من هستید و من نیز شاگرد شما.ممکن است دادى نیز سر من کشیده باشید، جانم فداى آن داد شما. مرحوم بروجردى فرمودند: تعارف نکن! از عمق دل، جلوى چشم من به پروردگار بگو: من حسین بروجردى را بخشیدم. آن روحانى همین جملات را به زبان جارى کرد. گویا همه دنیا را به آیت الله العظمى بروجردى دادند. چه روز خوشى براى ایشان بود. برگشتند و به خانه آمدند. به خادم خود فرمودند: امشب براى من تهیه غذاى سحرى ببین، غیر از عید فطر و عید قربان، در هواى پنجاه درجه تابستان قم و آن زمستان کویرى، یک سال تمام روزه گرفتند و گفتند: خدایا! من خودم را جریمه کردم، در قیامت دیگر پاى من حساب نکن


استاد حاج شیخ حسین انصاریان

* لال شدم نمیدونم چی بگم یا چی بنویسم ! چقدر تندی کردم به پدر و مادر و دوستان و غریبه و آشنا



۱۰ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰ ۲۲ خرداد ۹۶ ،۰۲:۴۶
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم 

در پایان هر روز می نشست و اعمالش را بررسی می کرد
روی یک کاغذ می نوشت تا یادش نرود
« امروز دروغ نگفتم ، غیبت نکردم ، اما عصبانی شدم 
مخصوصا" در انجمن موقع در آوردن کتم عصبانیت را نشان دادم

چقدر بد شد! باید از بچه ها حلالیت بخواهم . »

شهید حسن ترک 



در اوایل طلبگی ام، روزی به حجره ام آمدند و فرمودند: «پیداست که در این جا غیبت شده است!»گفتم: بله پیش از آمدن شما، چند نفر که درسشان از من بالاتر بود، این جا بودند و از کسی غیبت کردند.

علامه طباطبایی فرمود: «باید می گفتی از این جا بروند، این حجره دیگر برای درس خواندن مناسب نیست؛ اتاقت را عوض کن»

 حجت الاسلام سید احمد فاطمی


*غیبت !مثل نقل و نبات ....تازه خیلی آدم بشم و ادای بندگی دربیارم و 

غیبت نکنم خیلی راحت اجازه دادم که کنارم تو کلاس و اداره و دانشگاه

و محفل دوستانه و فامیل غیبت کنن !

مگه غیر اینه 

بیا قول بدیم دست از پرو بازی برداریم 


۹ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ ۱۰ خرداد ۹۶ ،۱۳:۲۶
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

سپیده صبح بود که دشمن با صدها تانک و نیروهای تازه نفس شروع به تک کرد
۴۸ ساعت با دشمن درگیر بودیم تا اینکه
نیروهای کمکی که از برادران اصفهانی بودند جایگزین ما شدند
بعد از ۴۸ ساعت درگیری خسته و گرسنه حدود نیمه شب بود که به اردوگاه رسیدیم
بنابراین از غذا و شام وحتی یک تکه نان هم خبری نبود
به جز یک جعبه خرما که آن را به معاون فرمانده که از همه ما خسته‌تر بود،دادند.
فرمانده تیپ، برادر «چلوی»‌، شهید شده بود. معاون فرمانده همگی ما را که
حدود ۱۴۰ یا ۱۵۰ نفر بودیم به خط کرد و گفت:‌
برادرانی که خیلی گرسنه هستند از این خرما بخورند و
آنهایی که می‌توانند، تا فردا صبح تحمل کنند
خدا می‌داند با وجود اینکه بعضی از بچه‌ها هنوز افطار نکرده بودند و
تنها از آبی که در قمقمه داشتند خورده بودند ولی جعبه خرما به دست هر کس می‌رسید
می‌گفت سیرم، و به نفر بعدی خود می‌داد و آخرین نفر جعبه خرما را دست نخورده
به معاون فرمانده داد
همگی خسته و گرسنه و به یاد دوستان و همسنگران خود که در این عملیات با زبان روز
ه به کاروان شهدا، مجروحان و اسرا پیوسته بودند دعا و گریه کردیم

خاطرات مردان خدا در ماه خدا, مشرق



آیت الله ذوالقدر از علمای اهل زنجان ،می فرمود:
جوانی بود بسیار متشرع به حسب ظاهر و من هم برای او التماس دعا می کردم
و به استجابت دعایش امیدداشتم ؛
یومی از ایام موقعی آمد که در سن کم به حال احتضار افتاد و من رفتم تا به او شهادت را القا کنم .
سربالینش نشستم و گفتم اشهدت را بگو  و شروع کردم به گفتن شهادتین و او تکرار میکرد تا اینکه شهادت بر ولایت حضرت امیرعلیه السلام دادم تا تکرار کند ولی نگفت!!!
 و چون چندبار تکرار کردم و نگفت برخاستم و رفتم و متاسف شدم
از این که چه کسی را ما قبول داشتیم و التماس دعا میکردیم!
بعد از مدتی فهمیدم او نمرده و به حیات طبیعی برگشته و دوستان اصرار کردند تا برای دیدنش بروم و من امتناع میکردم تا اینکه پذیرفتم و رفتم! تا رسیدم خودش گفت دلیل اینکه شهادت ولایت بر زبانم جاری نشد این بود که تعلق و علاقه خاصی به یک دست فنجان که تازه خریده بودم داشتم و محبتش در دلم بود تا می آمدم شهادت را بدهم شیطان جلوی چشمانم ظاهرمیگشت و میگفت اگر تکرار کنی این هارا میشکنم واین علاقه و محبت دنیا ولو در این
اندازه مرا از شهادتین باز داشت
 محبت دنیا از امراض قلبیه هست که بسیار حائزاهمیت است

پای درس و سخنرانی استاد سلامتی

* داشتم فکر میکردم با خودم ! به دونه دونه وابستگی ها و محبت های دنیایی
تا چند سالگی همینطور باید ادامه بدم !
کی عوض میشم پس
رمضان امسال هم مهلت دادن بهم
ولی من خیلی پروتر از این حرفام انگار


۱۳ نظر موافقين ۷ مخالفين ۰ ۰۷ خرداد ۹۶ ،۱۶:۴۳
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

ما تابِ یک روز زندگی در دیگر کشورهای شیعه ‌نشین را نداریم !
مایی که هرروز صبح حجاب ‌می‌کنیم و روبروی آینه کمی این پا و آن پا می‌کنیم
و آخر سر از نفسمان که با عصبانیت داد می‌زند که
« بفهم آرایش ملیح هم جلب توجه می‌کند و توفیری ندارد !! »
تو دهنی می‌خوریم و در نهایت با هزار زور و زحمت دست نفس اما‌ره‌مان را می‌گیرد
و از جلوی آینه دورمان می‌کند
نمی‌فهمیم احساسِ مظلومیتِ دختر جوان بحرینی را که چهار سرباز کثیف آل خلیفه
به چادرش یورش برده‌اند و با پا به اندام نحیفش لگد می‌زنند و خیالِ دزدیدنِ عفتش را دارند!!
خواهر و برادر بزرگوارم!
وقتی دوران نوجوانیِ خود را میان کوچه پس کوچه های شهر می‌گذراندی
و صدای داد و فریادت هفت کوچه را در بر می‌گرفت
یا وقتی با دوچرخه خیابان ها را می‌گشتی و صدای خنده‌هایت
گوش های مادرت را نوازش می‌داد
کسی دور و برت میافتی ، با لباس نظامی ، که ناگهان مزاحم خوشی‌هایت شود ؟
یا اصلا شده بود صدای خمپاره‌ای قلبت را برای لحظاتی متوقف کند و چشمانت را حیران ؟
آنقدر مهیب باشد که با صورت به زمین بیفتی و استخوان های پاهایت
از گوشت بیرون زَنَد و دردت به حدی باشد که حتی نتوان نوازشت کرد ؟
آنقدر که اگر کسی تو را می‌دید خیال می‌کرد حتما به خواب ابدی رفته‌ای !


برادران و خواهران انقلابی ؛
ما ، میان این مرز و بوم ، سی و چندسال است
که برای ابراز عقایدمان نیازی به فریاد نداریم
که تمام دنیا شنیده و دستش آمده جمهوری اسلامی ایران یعنی چه !
اما بحرین ، این سال‌ها حتی اجازه پچ پچ هم ندارد!
۴۰۰۰ زندانی انقلابی ، با شکنجه‌های سنگین و سربازانِ وحشی ، خود گواه است بر این خفقان!
و حالا هم چندروزیست که باز آسمان بحرین سخت ابری شده ..
به منزل شیخ عیسی قاسم ، که مرجع تقلید شیعیان بحرینی‌ است یورش آورده اند
و با گاز اشک آور و بمب های دودزا ، کسانی که اطراف خانه شیخ تحصن کرده بودند
را از سر راه برداشتند و با لگد به خانه محب علی وارد شدند ...
(آن لحظه ها که خبر ها را میخواندم با صدای بلند داد میزدم یا زهرا , یا زهرا , یا زهرا
باز در و کوچه و مشت و لگد , باز ریختن به خانه )
این روزها مردمِ بحرین ، کفن پوشان به خیابان ها می‌آیند
شهامتشان نشان از عشق به حیدر کرار دارد و فریادهای هیهات من الذلةشان
داد می‌زند که فرزندانِ کربلایند ..
ما با تمام شیعیان این دنیای خاکی هموطنیم ..‌
چرا که دل‌هایمان ، در سیطره نگاه مولای متقیان است!
شما قد علم می‌کنید و ما تکبیر می‌گوییم ، شما زمین میخورید و ما میسوزیم
اما بمانید و استقامت کنید که ظهور مولایمان بند است به همین مقاومت‌ها ..
ما هم میمانیم و هستیم بر آن عهدی که سی و چندسال پیش با خونِ شهدایمان بستیم


دشمن منتظر غفلت و سستی مــاست استراحت بماند بعد از شـهادت...
شهید محمد میثم بیگلو

۳ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ ۰۴ خرداد ۹۶ ،۱۲:۴۵
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

1400سال و اندی است خداوند صلاحیتش را تایید کرده
اصلا از قبل خلقت صلاحیتش تایید شده است
ستاد تبلیغاتی ندارد
کمتر افرادی دارد که برایش پیوسته تبلیغ کنند
گاه گاه غروب پنجشنبه ها وجمعه ها مردم یادش می افتند تا هفته ی بعد
او مردم را انتخاب کرده ولی مردم اورا انتخاب نکرده اند
1400و اندی سال منتظر است ولی ما........



ما هم با اقتداءبه ولی زمان نائب برحقتان حضرت آقا(حفظه الله)میگوییم:
"یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیهاللَّه (ارواحنا فداه): ای  سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛ صاحب این کشور توئی؛ صاحب این انقلاب توئی؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما."
آقا جان به اقتدا به نائب برحقتان میگوییم این مملکت وجان وآبرویمان را کف دست گرفتیم
در راه اسلام فدا کنیم آقاجان ما برای شما رای دادیم
تا کسی که حکم تولی وتبری را خوب بلد است ولایت پذیری را خوب بلد است
دینداری را خوب بلد است روی کار آید ولی آخرالزمان است
مردم به وعده عادت و هدف عوض شده است.
آقاجان ماتا آمدن شما ولایت پذیری شما را در ولایت پذیری نائب برحقتان تمرین خواهیم کرد
تا روزی برای سربازی در رکاب شما انتخاب شویم

در مورد انتخابات مردم عزیز و گرامی ایران در انتخابات ریاست جمهوری، عظمت نظام مقدس جمهوری اسلامی را بیش از پیش نمایان ساخت و چشم جهانیان را خیره کرد
برنده قطعی این انتخابات ملت سرافراز ایران بود  ملتی که تمام دنیارا وادار به نظاره کرد به تمام دنیا درس داد که آزادی همینجاست عدالت اینجا نمایان میشود
ما مامور به تکلیفیم
قرار نیست شخص محور باشیم
شخص جناب رئیسی برام قابل احترام
ما راه ایشون که اسلام و مستضعفین بود رو انتخاب کردیم
کسی که بازوی رهبری بود رو انتخاب کردیم
ما حق محوریم
به منش مدیریت انقلابی اش رای دادیم !
به بی تعارفی در برخورد با فساد رای دادیم !
به نگاه به ظرفیت های داخل کشور رای دادیم !
به اهمیت دادن به قشر محروم رای دادیم !
به ایجاد اشتغال رای دادیم ! به گرفتن حق ضایع شده ملت در برجام رای دادیم !
به دست دراز نکردن در مقابل دشمنان قسم خورده مملکت رای دادیم !
به اقتدار رای دادیم !
به ظرفیتی که داشت و هرگز لب به افشاء سر درون آقایان باز نکرد رای دادیم ....
ما چیزی را از دست ندادیم ...
ما به این نگاه به سید ابراهیم رئیسی رای دادیم !
حضرت زهرا ۴۰ شبانه روز رفتن درخونه مهاجرین و انصار رو زد تا روشنگری کنن
رأیشان هم کسی بود که سه چهار نفر اومدن طرفش بخاطرش هم شهید شد
قرار نیست از زخم زبان ناراحت باشیم
قرار نیست بخوایم سر پایین بندازیم
با افتخار میگیم راه دختر رسول خدا رو رفتیم
چی از این بالاتر ؟
وظیفه مهم هست که انجام شد من دیروز رای رو انداختم باور کنید شاد بودم احساس میکردم مسئولیتی که رو دوشم بود برداشته شد روز جمعه ای به امام زمان با رایم عرض ارادت کردم
ولی خوب مردم اون قوم سرنوشت قومش رو تعیین میکنه ایه قرانه

و در آخر دولت جناب روحانی موفق باشید ولی
سینه سپر کردید و گفتید من میتوانم کشور را بهتر اداره کنم !
گفتید اگر بیایند دیوار میکشند ..
اصلا ما از تمام سخن های شما که شناخت غیرواقعی از سید ابراهیم رئیسی را
به مردم القاء کردید می گذریم !
ولی
از وعده سالی ۹۵۰ هزار شغل نمیگذریم
از وعده سهولت امر ازدواج نمیگذریم
از سالی ۱ میلیون خانه نمیگذریم
از وعده برداشته شدن تمام تحریم ها نمیگذریم
بسم الله

۱۰ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۶ ،۲۰:۲۳
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

با نام و یاد خداوند رحمان و رحیم که  در حق بنده  حقیر چیزی کم نگذاشتند و
سلام  و درود به  صاحب العصر والزمان(عج) و روح پاک امام راحل و رهبر عالم تشیع و
اسلام امام خامنه ای و روح پاک تمامی شهدای اسلام
این دنیا با تمام  زیبایی ها و انسانهای خوب و  نیکوی آن  محل گذر است نه  وقف و ماندن
و همه ی ما بایستی برویم و راه این است ، دیر یا زود فرقی نمی کند؛
اما چه بهتر که زیبا برویم
«هنر آن است که بمیری بیش از آنکه بمرانَندَت و مبدأ و منشأ حیات آنان هستند که چنین مرده اند.»
بایستی به  خود آئیم  که در چه زمانه ای زندگی می کنیم و با چه وضعی؟
در عصر امام زمان(عج) که انشاءالله از سربازان امام عصر(عج) قرار گرفته باشیم و
این همه مقابله  با مشکلات و مصائب ، غربت ها و  دوری ها وجود با خدا شدن بوجود نمی آید
البته  بنده مایلم که  به حق در مسیر تحقق وعده بزرگ الهی قرار گرفته ایم و
از این بابت بایستی خدا را شاکر باشیم
در اوضاع سیاسی کنونی که نائب برحق حضرت ولیعصر(عج) رهبرمان امام خامنه ای(مدظله العالی)
به تنهایی علم را بردوش گرفته و رجال سیاسی چندان همسو با فرمایشات ایشان عمل نمی کنند
بایستی بچه های مذهبی(هیئتی و مسجدی)خود را فدا کنند
بایستی فرمایشات نائب برحق امام زمان(عج)را کلمه به کلمه اجرا نمایند
چه در باب علم و چه در باب نفس و چه در باب سیایت
در این زمانه کسانی  روی  کار  آمده اند که انگار بویی از ایمان نبرده اند و
وقتی به  یکی از ادارات می روی تازه  متوجه  می شوی  که  چه  مردمان خوبی  داریم
که  با  وجود  برخی مدیران  نالایق  در برخی ادارات باز  هم  پشتیبان ولایت  و
نظام جمهوری اسلامی هستند  که  الحق  به  فرمایش بزرگان عمل  نموده اند 
که  اگر در  جمهوری اسلامی  خلافی صورت  گرفت تقصیر را بر گردن نظام نگذارید
بگوئید فرد اشتباه کرد نه نظام
که چه بسیار افرادی برای ضربه زدن به  نظام آمده اندکسانی که بویی از ایمان و مردانگی نبرده اند
کسانی که نان نظام را می خورند و  ریشه نظام  را می زنند
الحق که چه خطرناکند این افراد
چیزی که بچه های حزب اللهی هم در پیشبردکارهای  خود با سدّ چنین  افرادی  برخورد می نمایند
که بنده معتقدم با بی توجهی و کم توجهی این افراد به هیچ وجه
از اعتقادات و خواسته های خود کوتاه نیایید
به فرموده امام راحل " ما مظلومین همیشه ی تاریخ،محرمان و پابرهنگانیم
ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر قرار است هزار بار قطعه قطعه شویم
دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم."


وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جمشیدی



* وقتی میخوای ماشین بخری میری خلافی خودرو رو میگیری که مبادا این ماشینی که
بهت میفروشن خلافی نداشته باشه !
از دیشب که شب عید بود تا به امروز که خود عید قول دادی که دلت رو دربست بدی به آقا
از خلافی هاش چه خبر !
اوضاع دلت چطوره ... صاف کردی دلت رو ؟!


عیدتون مبارک
هرچند
این عیدها برای من آقا نمی شود


۶ نظر موافقين ۳ مخالفين ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۶ ،۱۴:۴۱
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

این مسلمانان واقعى هستند که اکنون دارند در مقابل تجاوز صهیونیست‏ها ایستادگى مى‏کنند
و ما نیز به یارى خدا هر شهرى را که توسط اسراییلى‏ها محاصره شده،
با در محاصره انداختن نیروهاى دشمن آزاد خواهیم کرد و اسراییل را به سقوط مى‏کشانیم!
روزى را نزدیک خواهیم نمود که اسراییل چنان بترسد و در فکر این باشد که
مبادا از لوله سلاحمان، به جاى گلوله، پاسدار بیرون بیاید
باشد که ما شبانگاهان بر سرشان بریزیم؛
همچون عقابان تیزپروازى که شب و روز برایشان معنا ندارد و باشد آنجایى به هم برسیم
که با گرفتن هزاران اسیر از صهیونیست‏ها به جهانیان ثابت کنیم
که ما به اتکا به سلاح ایمان‏مان مى‏جنگیم؛ نه به اتکاى هواپیما
نه با موشک‏هاى سام، نه با تانک، نه با توپ، نه با آتش جنگ‏افزارهاى مادى‏مان، ان‏شاءالله

این حرکت جدید ما نیز در منطقه نه صرفا به عنوان یک حضور سمبلیک و صورى است،
بلکه حضور ما در این منطقه، عمل نیز در پى دارد
با اسراییل وارد جنگ خواهیم شد و عملیات‏مان را علیه آنها شروع خواهیم کرد
هر کس با ماست؛ بسم‏ الله! هر کس با ما نیست، خداحافظ

آخرین سخنرانی سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان برای قوای محمد رسول الله در پادگان زبدانی واقع در خارج از شهر دمشق است.کمتر از ده روز پس از ایراد این سخنان، حاج احمد در جاده طرابلس به بیروت به همراه 3 تن از همراهانش به اسارت مزدوران مسیحی رژیم صهیونیستی در آمد




برای اقای روحانی متاسفم روی موشک به زبان عبری نوشته شده بود
*اسراییل باید نابود شود*
این موضوع قبل از اینکه برای ما سیاسی باشد اعتقادی است
و در ضمن
به هنگام مذاکرات و علی رغم نمایش انعطاف بیش از حد جناب ظریف و عراقچی
با مدیریت جناب روحانی ، طرف آمریکایی همچنان با اخم و تشر و تهدید به جنگ
با نمایندگان دولت تدبیر رفتار می کرد تا جایی که ایران با نمایش شهرهای موشکی سپاه
به آمریکا پیام داد که با نمایندگان دیپلمات ما همچون فرزندان یتیم نگاه نکنید
که قدرتی اساسی پشتوانه آنان است
حالا بیایین یکم برگردیم به عقب به وقتی که !
نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با صراحت اعلام کرد که
«اصلاح‌طلبان بزرگ‌ترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند!
حالا کی با صهیونیستها هم صدا شده
کی مثل صهیونیستها از شهرهای موشکی و نوشته روی موشکها عصبانی میشه

۱۲ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۶ ،۲۲:۱۹
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

آخر من کجا و شهدا کجا خجالت می‌کشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم
من ریزه خوار سفره‌ی آنان هم نیستم
شهید شهادت را به چنگ می‌آورد راه درازی را طی می‌کند تا به آن مقام می‌رسد اما من چه!
سیاهی گناه چهره‌ام را پوشانده و تنم را لخت و کسل کرده
حرکت جوهره‌ اصلی انسان است و گناه زنجیر، من سکون را دوست ندارم
عادت به سکون بلای بزرگ پیروان حق است، سکونم مرا بیچاره کرده
در این حرکت عالم به سمت معبود حقیقی دست و پایم را اسیر خود کرده، انسان کر می‌شود
کور می‌شود، نفهم می‌شود، گنگ می‌شود و باز هم زندگی می‌کند
بعد از مدتی مست می‌شود و عادت می‌کند به مستی و
وای به حالمان اگر در مستی خوش بگذرانیم و درد نداشته باشیم
درد را، انسان بی هوش نمی‌کشد، انسان خواب نمی‌فهمد، درد را، انسان با هوش و بیدار می‌فهمد
راستی! دردهایم کو؟ چرا من بیخیال شده‌ام؟ نکند بی هوشم؟ نکند خوابم؟
مثل آب خوردن چندین هزار مسلمان را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم
قلب چند نفرمان به درد آمد؟ چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟ آیا مست زندگی نیستیم؟
خدایا تو هوشیارمان کن، تو مرا بیدار کن، صدای العطش می‌شنوم صدای حرم می‌آید
گوش عالم کر است. خیام می‌سوزد اما دلمان آتش نمی‌گیرد
مرضی بالاتر از این چرا درمانی برایش جستجو نمی‌کنیم، روحمان از بین رفته سرگرم بازیچه دنیاییم
الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ ما هستیم،
مرده‌ام تو مرا دوباره حیات ببخش، خوابم تو بیدارم کن
خدایا! به حرمت پای خسته‌ رقیه (س) به حرمت نگاه خسته‌ زینب (س)
به حرمت چشمان نگران حضرت ولی عصر (عج) به ما حرکت بده

وصیت نامه شهید مدافع حرم عباس دانشگر




*بانوی گمنام میبینی ؟!
متولد 72 بصیرت و ایمانش را ببین
دل حرم است بیا مدافعش باشیم


اگر خانه‎ای را اجاره بدهید، اجاره را از او می‎ستانید
خواه در خانه حضور داشته باشد، خواه در سفر باشد
آدمی اگر دل خود را به خدا سپرد خدا چه از انسان کار  بکشد چه نکشد
 اجرش را خواهد داد

آیت الله حائری شیرازی

۵ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۶ ،۱۲:۳۶
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

کاش تک تک مسئولین و وزرا و مقام های اجرایی را جمع میکردیم
میاوردیم همین جاها
میگفتیم فقط نگاه کنید
خوب
شما برای این جمهوری اسلامی و این مملکت و تک تک مردم چیکار کردید !
و یا شما !
کاندیدهای ریاست جمهوری  ...
به قول دوستم کاش میشد یه اردو علمی و معرفتی میذاشتیم برای دولتمردان
به مزار شهدا

که برای توجیه اشتباهاتشون از شهدا مایه نذارند....
شاید یاد بگیرن مثل این شهیدا بعد شهادت نسبت به مردم وفادارو دلسوز باشن


«سر قبرم، سنگ قبر برایم نسازید و قبری بسیار ساده و گِلی و یک تکه حلبی کوچک نباتی بگذارید تا یادتان همیشه باشد که هنوز در حلبی آبادها و روستاهای دور افتاده‌مان، مادران و خواهران و برادران و پدران‌مان حسرت غذای روزانه را می‌کشند»
شهید مهندس «محمد فتح‌علی زاده



روی قبرم مثل برادر فتحعلی‌زاده گِلی باشد، زیرا در شهرمان کسانی هستند که نان روزمره خود را نمی‌توانند پیدا کنند و در زیر سقف‌های گِلی زندگی می‌کنند
شهید عادل عظیم‌خانی


* راستی بانوی گمنام هم تو و هم بقیه همه در دل یک مسئول داریم اوضاع تو چطور است ؟!

هر روز در دلم انتخابات است

امروز هم "خدا" رای نیاورد!


۱۴ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۶ ،۱۲:۱۲
بانــــوی گمنــــام
هو الرحمن الرحیم

یک قناسه چی ایرانی که به زبان عربی مسلط بود اشک عراقی ها را درآورده بود
با سلاح دوربین دار مخصوصش چند ده متری خط عراقی ها کمین کرده بود و
شده بود عذاب عراقی ها. چه می کرد؟
بار اول بلند شد و فریاد زد: ماجد کیه؟
یکی از عراقی ها که اسمش ماجد بود سرش را از پس خاکریز آورد بالا و گفت:  منم!
ترق!
ماجد کله پا شد و قل خورد آمد پای خاکریز و قبض جناب عزراییل را امضا کرد!
دفعه بعد قناسه چی فریاد زد:یاسر کجایی؟
و یاسر هم به دست بوسی مالک دوزخ شتافت!
چند بار این کار را کرد تا این که به رگ غیرت یکی از عراقی ها به نام جاسم برخورد
فکری کرد و بعد با خوشحالی بشکن زد و سلاح دوربین داری پیدا کرد و پرید رو خاکریز و فریاد زد:
حسین اسم کیه؟ و نشانه رفت
اما چند لحظه ای صبر کرد و خبری نشد با دلخوری از خاکریز سرخورد پایین
یک هو صدایی از سوی قناسه چی ایرانی بلند شد: کی با حسین کار داشت؟
جاسم با خوشحالی، هول و ولا کنان رفت بالای خاکریز و گفت: من!
ترق!
جاسم با یک خال هندی بین دو ابرو خودش را در آن دنیا دید!

 

 کتاب رفاقت به سبک تانک صفحه 84




خداوند در شب معراج به پیامبر فرمود

اى احمد! در شگفتم از سه کس:

۱ بنده‏اى که در حال نماز است و مى‏داند به سوى چه کسى دست را بالا برده،
و مقابل چه کسى ایستاده، و چرت مى‏زند،

۲ در شگفتم از کسى که خوراک یک روز را دارد،
با این وصف در فکر مخارج فرداست و برایش تلاش مى‏کند،

۳ در شگفتم از بنده‏ام که نمى‏داند من از او راضیم یا خشمگین، با این حال میخندد

إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏۱صفحه ۲۰۰


مبعث روز تکوین آیه‏ های رسالت است روز تجلّی رحمت الهی
عیدتان مبارک


۶ نظر موافقين ۳ مخالفين ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۶ ،۲۰:۱۰
بانــــوی گمنــــام