رفاقت به سبک شهید

رفاقت به سبک شهید

جوانی عکس خودش را نزد امام(ره) فرستاد وگفت:
یک نصیحتی برای دنیا وآخرت به من کنید
امام نوشتن:
«انا لله و انا اِلیه راجعون»
ما مال خدائیم!
آدم مالِ کسی را صرف دیگری نمیکند...

صوت شهید مهدی زین الدین

بسم رب الحسین

 

 

 

آقـــــا جــان ...

ببخش ما را که فهم مصلحت نداشتیم و نمی دانستیم که ای دل غافل،
 باید گذرنامه خود را از - مشهد - سرکنسولگری عراق در ایران می گرفتیم.
 ببخش که ندانستیم لب مرز، گذرنامه ما را دختر کوچک تو چک می کند؛
تا هوای غریبانه این روزهای او را بیش از پیش داشته باشیم.
و نمی دانستیم که ساقی توست که ویزای ما را لب مرز خسروی مهر می زند.
به ما خرده نگیر، ما روال قانونی عاشقی را یاد نداشتیم.
همه ما جامانده ها خوب می دانیم که آمدن یا نیامدن ما به صلاحدید تو بود.
این تو بودی که ما را از مسافران امسال کوی خود جدا کردی.
تو بودی که برات زیارت ما را حواله روز مبادا کرده ای.
 اما نیامدن ما، هیچ تقصیر تو و دخترکت نیست.
به یقین تقصیر ساقی تو هم نیست، خواهر تو هم در واقع تقصیر ندارد،
سرکنسول گری عراق در ایران هم مقصر نیست؛ تقصیر ماست!
ما مقصریم که در این هوای خوش، با این فراوانی آب،
در این خاک تربت حاصلخیز و پر برکت، بذری که برگزیدیم و در زمین دل کاشتیم،
ارزان و پوسیده و پوچ بود.

باور کن جاماندگی ما تقصیر هیچکس نیست، ما برای سفر آماده نبودیم...!



دل آبـاد
 
  • بانــــوی گمنــــام

هوالکافی 


بعد از چند روز چشم انتظاری بالاخره امدند

برگه پست دستم و سوار تاکسی و مسیرم اداره پست !

روی برگه رو خوب میخونم میبینم نوشته شده که اخطار منزل نبودید ....

بسته ها را از اداره پست تحویل میگیرم ،

حال خودم قابل وصف نیست نمیدونم چطور خودم رو به خانه میرسانم

شروع میکنم بسته هارو باز کردن ، بـسته اول ، بسته دوم



واقعا حال و هوای دلم عالیه ، هیچ چیز تو این دنیا نمیتونه اندازه کتاب حالم رو خوب کنه

شما هم میتونید به راحتی این کتاب و فلش کارت هارو تهیه کنید واقعا زیبا و عالی هستند

مثل درس هر روز اون هارو مرور میکنم

و تعدادی هم سفارش دادم برای هدیه به دوستانم که واقعا بهترین ارمغان هستن برای دوست 


" چادر های سرخ "

"فرار از گناه "

"زیباتر از شقایق "

و یکی هم کتاب خاک نرم کوشک



  • بانــــوی گمنــــام

بسم رب الحسین


زودتر کاری کن مهربان اربابــــ . . .

اربعین نزدیک است !

قصدمـ این نیست به کار شما دخالت بکنمـ  . . .

حرف ، حرف شما  . . . ولی !

راضی نشو  ،

به رفیقمـ که حرمـ رفته حسادت بکنمـ . . .




در تمام عـمـرم سه آرزو دارم:

اول زیارت بعد به برکت زیارت معرفت و در نهایت سعادت شهادت

دعایم کنید به آرزوم برسم


+ راستی تا کربلا چقدر راه مانده !



  • بانــــوی گمنــــام
امام کاظم علیه السلام :
از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نکند،
پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد،
 و اگر در آن کار بدی کرده، ازخدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید




شب ولادت امام موسی کاظم
یـا امـام رضـا امشب دل ها همه سمت خراسان تو پر میکشند
چه اشتیاقی دارد زائر برای پیوستن به تو .. دلش پر می‌کشد اما پایش نمی‌رود...
نگاه می‌کند به آن همه عظمت و می‌گوید: خداوندا به من اجازه می‌دهی پا پیش گذارم؟
یا رسو ل الله اجازه می دهی ؟ اجازه می دهند ملائک ؟

  • بانــــوی گمنــــام
امام حسن مجتبی(ع) :
اهل مسجد زائران خداوند هستند و بر خداست که به زائرانش هدیه ای بدهد



علی اکبر در کنار هلی کوپتر جنگی اش ایستاده بود و خبرنگاران هر کدام به نوبت از او سؤال میکردند.

خبرنکارى از کشور یمن آمده بود، پرسید: شما تا چه هنکام حاضرید بجنگید؟

شهید خندید و گفت : ما براى خاک نمیجنگیم ،

ما براى اسلام میجنگیم تا هر وقت اسلام در خطر باشد.

این را که گفت به راه افتاد، خبرنگاران حیران ایستادند.

شهید آستین هایش را بالا زد، چند نفر به زبان هاى مختلف پرسیدند: کجا ؟

علی اکبر گفت : نماز ! دارند اذان میگویند


خاطره از شهید علی اکبر شیرودی


مسجد یعنی محل سجده ؛ یعنی آشیانه ی بی کسان و یعنی معراج گاه شهدا.آری درد مسجد را آن شهدایی می فهمند که هنوز بوی نمناک قطره قطره ی اشک هایشان فرش های مسجد را فرا گرفته است و صدای دلنشین تپیدن قلب هایشان در مناره ها جولان می دهد.حرمت مسجد را همان کسانی حفظ می کنند که با جسم و روحی پاک به آن وارد می شوند و محافظانه و با ایمان بیشتر، از ان خارج می شوند


  • بانــــوی گمنــــام

در مورد مذاکرات حرفی ندارم. قضاوت با تاریخ و مردم فعلا.

لکن در مورد استاد رحیم پور ازغدی چرا.

حرف دارم با هیاتی نماهایی که یک روز به آیت الله خوشوقت و یک روز

به استاد رحیم پور ازغدی و فردا هم شاید به بزرگ دیگری رحم نکنند.

حرف هایم را در ایــــن کـــلـــیـــپ ببینید و اگر موافق بودید، منتشر کنید 



                   


آقـــــــــا جــــــان

هنـوز هـم بـه تـو نرسیـده ایـم!

سـال هـاسـت کـه پشت ترافیـک گنـاه خودمـان گیـر افتـاده ایـم!



+ دعـــوتـیـد بـه روضـــــه



  • بانــــوی گمنــــام

به نام خدا 


امشب وقتی دعای کمیل میخوانی  لذتش آنجا به اوج میرسد که آخر مجلس روضه حضرت رقیه باشد 

نمیدونم چی شد وقتی نماز تموم شد وقتی از مسجد خارج میشدم به این نیت که برگردم خونه

یه اتفاق هایی افتاد دوباره برگشتم مسجد برای دعای کمیل برای روضه !

تو این کار و این دعوتنامه ها هاج و واج میمونی ! آخه من ؟ چرا من ؟ ....

همش زیر لب زمزمه میکنم میدونم مهربان اربابــــــــــم دعوتم کردی آدم بشم 





پ.ن :

+ تو مجلس باشی و گریه های یه دختر بچه توجهت جلب کنه !
 همش زیر لب بگه خوش به حالت حضرت رقیه ، خوش به حالت .... ازش آروم بپرسی چرا !
بگه آخه من بابام مفقودالاثر من بابام رو ندیدم
وقتی میشنوی این قصه رو عجیب هوا بارونی میشه ....

+ مادری شب های جمعه کربلاست

+ التماس دعا 


  • بانــــوی گمنــــام
توافق-هسته-ای-دولت-تدبیر-و-امید



یک‌سال از توافق ژنو گذشت؛ مذاکرات هسته‌ای برای لغو تحریم‌ها به نتیجه نرسید؛

توافق ژنو ۷ ماه دیگر تمدید شد…
هیچ!

جان کری: تحریم‌ها ماند و ایران نیز به تعهداتش عمل کرد.
احمق خواهیم بود اگر بخواهیم شرایط امروز را ترک کنیم و به عقب بازگردیم.


منبع

  • بانــــوی گمنــــام


باردار بود. همسرش بهش گفت بیا نریم کربلا؛ ممکنه بچه از دست بره.

کربلا رفتند، حالش بد شد و دکتر گفت بچه مرده!
مادر با آرامش تموم گفت: " درست می ‌شه.
فقط کارش اینه که برم کنار ضریح امام حسین (ع)؛ بعد خودشون هوای ‌ما رو دارند. "

کنار ضریح امام حسین (ع) یه مدت گریه کرد.
خواب دید که بانویی یه بچه رو توی بغلش گذاشته.
از خواب که بلند شد دکتر گفت این بچه همون بچه‌ ایه که مرده بود نیست؛ معجزه شده!!...
مادر حاج ابراهیم همت وقتی سر بچه اش جدا شد و خواست جنازه بچه اش رو داخل قبر بذاره به حضرت زهرا (س) گفت:

خانم! امانتی ‌تون رو بهتون برگردوندم.



  • بانــــوی گمنــــام


مراسم عقدش بود  رو به همسرش کرد و گفت:

میگن دعای عروس هنگامِ عقد مستجاب میشه

بعد یه مکثی کرد و از همسرش خواست که  دعا کنه "شهید " بشه

تو عملیات حماسه ها آفرید و آخرش،

آخرش مثل اربابش لب تشنه به دیدار عشقش رفت ، دیگه ازش خبری نشد

طلائیه هنوز که هنوزه رازدارش هست

شهید علی تجلائی رو میگم


  • بانــــوی گمنــــام