رفاقت به سبک شهید

رفاقت به سبک شهید

جوانی عکس خودش را نزد امام(ره) فرستاد وگفت:
یک نصیحتی برای دنیا وآخرت به من کنید
امام نوشتن:
«انا لله و انا اِلیه راجعون»
ما مال خدائیم!
آدم مالِ کسی را صرف دیگری نمیکند...

عشق یعنی به تو رسیدن



هر آنکه دلش قیمتی شد به عشق

سرش را ستانده اند

آنانکه بی سر اند

سردار ترند



  • بانــــوی گمنــــام


تو گردان شایعه شد.

ـ نماز نمی خونه!

گفتن: «تو که رفیق اونی، بهش تذکر بده!»

باور نکردم و گفتم:

«لابد می خواد ریا نشه، پنهانی می خونه.»

وقتی دو نفری توی سنگر کمین جزیره ی مجنون، بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم

با چشم خودم دیدم که نماز نمی خواند! توی سنگر کمین،

در کمینش بودم تا سرحرف را باز کنم.

ـ تو که برای خدا می جنگی، حیف نیس نماز نخونی…

 لبخندی زد و گفت: «یادم می دی نماز خوندن رو!»

 ـ بلد نیسی!؟

ـ نه، تا حالا نخوندم!

همان وقت داخل سنگر کمین، زیر آتش خمپاره ی شصت دشمن،

تا جایی که خستگی اجازه داد، نماز خواندن را یادش دادم.

توی تاریک روشنای صبح، اولین نمازش را با من خواند.

دو نفر نگهبان بعد با قایق پارویی که آمدند و جای ما را گرفتند.

سوار قایق شدیم تا برگردیم. پارو زدیم و هور را شکافتیم.

هنوز مسافتی دور نشده بودیم که خمپاره شصت توی آب هور خورد و پارو از دستش افتاد.

آرام که کف قایق خواباندمش، لبخند کم رنگی زد.

با انگشت روی سینه اش صلیب کشید و چشمش به آسمان یکی شد….


التماس دعا



امضا
93/9/1
گمنام


  • بانــــوی گمنــــام

 

اگر بفرمایید چرا به آن حضرت  عجل الله تعالی فرجه الشریف دسترس نداریم،

جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟

او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛

پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد،

ترک واجبات و ارتکاب محرمات،

حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف است

 

" آیت الله بهجت "

مجمع البحرین ،ج4،ص401

 

 



التماس دعا

 

 

  • بانــــوی گمنــــام



مادری شبهای جمعه کربلاست...


 


الـــــــتـــــــمـــاس دعــــــا

 
 
  • بانــــوی گمنــــام

بسم الله الرحمن الرحیم


شهید بابایی در زمان دفاع مقدس خدمت امام خمینی(ره) رسیدند و از ایشان برای انجام کاری در اوقاتی که آسیبی به کار جنگ نمیخورد، مرخصی خواستند. وقتی امام راجع به دلیل مرخصی گرفتن در آن بحبوحه ی جنگ پرسیدند.
 
شهید بابایی فرمود: من در دهه اول محرم برای شستن استکان های چای عزاداران به هیءت های جنوب شهر که من را نمیشناسند میروم. مرخصی را برای آن میخواهم.
 
 امام خمینی (ره) به ایشان فرمودند: به یک شرط اجازه مرخصی میدهم که هر موقع رفتی به نیت من هم چند استکان بشویی.






  • بانــــوی گمنــــام
بسم الله الرحمن الرحیم





عکسی که می بینید، شهید "حاج حسین خرازی" فرمانده لشگر14 امام حسین(ع) را در حال سخنرانی برای نیروهای گردان حضرت یونس(ع) نشان می دهد. آن شهید عزیز در سخنرانی برای اعضای این گردان می فرماید:


«گردان حضرت یونس(ع)یک گردان موفق و پیروز. یک گردان حماسه و ایثار، الحمدلله سابقه بسیار روشن و چشمگیری را تا به حال از خودش نشان داده است. آیه ای در ابتدای صحبتم قرائت شد که خداوند در آن می فرماید، اگر آیات ما را بر کوه ها نازل کنیم، کوه ها در هم پیچیده شده و فرو می ریزد. و الحمدلله شما مصداق این آیه قرآن هستید و شما مصداق آیات قتال قرآن هستید که می بایستی بر دشمن فرودبیایید و دشمن را به حول و قوه الهی در هم بپیچید». 


شادی ارواح طیبه شهدای گردان حضرت یونس(ع) صلوات

التماس دعا



  • بانــــوی گمنــــام
بسم الله الرحمن الرحیم


هنگامی که سید غلامعلی، عازم به جبهه بود ،

مادرش در گوشه ای از محوطه ساختمان بسیج ،

غلامعلی را به سینه اش فشرد و در زیر چادر مشکی اش در گوش غلامعلی

چند جمله ی کوتاه زمزمه کرد که فقط غلامعلی و چند تن از نزدیکان آن را شنیدند:

«پسرم! تو را مثل علی اکبر امام حسین(ع) به میدان می فرستم ،

مثل علی اکبر (ع) با دشمن جنگ کنید ، شهید بشوید ولی اسیر نه».



شهید سید غلامعلی شجاعی علمدارگردان علی اکبر(س) لشکر عاشورا  

الـــــــتماس دعــــــــــــا


  • بانــــوی گمنــــام
بسم الله الرحمن الرحیم



حـــواســت هــســتــ ؟

زهیر بن قین بجلی ،زنش را در کربلا طلاق می دهد

تا در رکاب حسین شهید شود!

و ما حسین را طلاق می دهیم

تا در کنارحوریان زمینی خیابانی،

و با عکس وفیلم عروسکان خیمه شب بازی مجازی و واقعی،

زندگی کنیم!!

حسینی شدن بها دارد… و ما هنوز دنبال صفا کردنیم…!


  • بانــــوی گمنــــام

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام علیکم

چرا اخبار و سایت ها و بقیه کانل هامون پر شده از خبر فوت آقای پاشایی ؟

اینقدر بها به خوانندگان بی انصافی به خدا ....

اینهمه پاسدار و نظامی هامون شهید میشن ، چرا این همه خبر منعکس نمیشه !

واقعا جای ارزش هامون عوض شده






یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و قارقارقارقار باش میومد مدرسه و برمیگشت .
یه روز عصر که پشت همین موتور نشسته بود و میروند،رسید به چراغ قرمز.ترمز زد و ایستاد
یه نگاه به دور و برش کرد و موتور رو زد رو جک و رفت بالای موتور و فریاد زد :
الله اکبر و الله اکــــبر ...
نه وقت اذان ظهر بود نه اذان مغرب .
اشهد ان لا اله الا الله ...
هرکی آقا مجید و نمیشناخت غش غش میخندید و متلک مینداخت و هرکیم میشناخت مات و مبهوت نگاهش میکرد که این مجید ؟چش شُدِه ؟! قاطی کرده چرا ؟ !
خلاصه چراغ سبز شد وماشینا راه افتادن ورفتن و آشناها اومدن سراغ مجید که آقااا مجید ؟ چطور شد یهو ؟ حالتون خوب بود که !
مجید یه نگاهی به رفقاش انداخت و گفت :
"مگه متوجه نشدید ؟
پشت چراغ قرمز یه ماشین عروس بود که عروس توش بی حجاب نشسته بود و آدمای دورش نگاهش میکردن .
من دیدم تو روز روشن جلو چشم امام زمان داره گناه میشه . به خودم گفتم چکار کنم که اینا حواسشون از اون خانوم پرت شه . دیدم این بهترین کاره !"
همین!


"برگی از خاطرات شهید مجید زین الدین

(شادی روحشون صلوات)


عــــــــلـــــــــمدار لـــــشـکـر 17علی‌بن ابیطالب(ع)التماس دعا


  • بانــــوی گمنــــام
بسم الله الرحمن الرحیم





این روزها همه دارن با خوشحالی از سفر به کربلا سخن میگن اونم کی ! اربعین
اینجور موقع ها سر خود به خود میاد پایین
با خود زمزمه میکنی :

ارباب نیم نگاهی هم به ما بکن





  • بانــــوی گمنــــام