رفاقت به سبک شهید

رفاقت به سبک شهید

راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و
هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد
داستان کربلا را بخواند ،
اگرچه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد...

شهید سید مرتضی آوینی

الهی مادرم زهرا جوان است چرا پس قامتش همچون کمان است چرا از زندگانی سیر گشته چرا در نوجوانی پیر گشته امان از دل زینب… داد از دل زینب…


پيوندها

هو الرحمن الرحیم

درود به امام عزیزم،
ای کاش هزاران جان داشتم و همه اش را نثار روح الهی‌ات می کردم
تو به ما فلسفه پیروزی در راه حق را آموختی و من امیدوارم
با دادن چند قطره خون بی‌ارزشم درس تو را خوب آموخته باشم
در اسلام تماشاچی نداریم، همه مسلمانان باید به هر نحوی
در صحنه نبرد بین حق و باطل شرکت کنند وگرنه خود نیز باطلند
پیام من به شما این است که زندگی؛ ماندن در چهار دیواری خانه و زندگی کردن
برای زنده ماندن و لذت بردن و بی تفاوت بودن نسبت به تضادهای بین حق و باطل نیست
بلکه زندگی و زنده ماندن؛ مرگ در راه خداست

شهید احسان قاسمیه




*هشدار قابل تامل آیت‌الله ناصری!
در آینده ممکن است حوادثی پیش بیاید، در آن زمان از رهبری جدا نشوید!

*دوستان بزرگوار متاسفانه حجم بیان من برای گذاشتن کلیپ آیت الله ناصری تموم شده نتونستم کلیپ رو بزارم ان شالله حجم فضا رو بیشتر میکنم تو آینده میزارم ولی اگه نشد لطفا خودتون نگاه کنید از تو سایت ها و مطلب دیگه اینکه
هر تفکری دارید ,یا هر شغلی,طلبه اید یا دانش اموز یا دانشجو "یا کارمند یا کارگر,مهم این است که شما چه راهی را ادامه میدهید:راهی که همه ما باید با قدرت ادامه دهیم راه امام عزیز است ,در این راه باید همه ی ما انقلابی باشیم ,دشمن از نماز و روزه زکات ما ترسی ندارد اما از انقلابی بودن جوانان ما ترس دارد "اقای گری سیک میگفت:امیدوارم ایرانی ها انقدر تسبیح دست بگیرند ذکر بگویند تا پوست انگشتانشان بیفتد,یا انقدر سجده کنند تا پیشانیشان ضخیم شود
انها از مومن بودن ما ترسی ندارند اما از دینی که در راستای سیاست یا همان انقلابی بودن ترس واهمه و وحشت دارند "این نسل جدید باید صحیفه امام را مطالعه کنند و معنی انقلابی بودن را بدانند.جوان عاشورایی که مدعی ارمان های انقلاب باید انقلابی باشد
جوانی که پیگیر ارمان های امام و شهدا و انقلاب است باید انقلابی باشد

وقتی حرف آشتی ملی پیش اومد یاد این کلیپ افتادم حتما حتما حتما حتما نگاه کنید !
لطفا از اینجا دانلود بفرمایید +




۱۴ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ،۲۱:۰۹
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

آمدم چادر فرماندهی گردان ها , برادر تورجی تنها نشسته بود.
جلو رفتم و سلام کردم . طبق معمول به احترام سادات بلند شد
گفتم : شرمنده محمد آقا ! من با یکی از دوستان قرار دارم .باید بروم مرخصی و تا عصر برگردم
بی مقدمه گفت : نه نمی شود!گفتم : من قرار دارم. آن آقا منتظر من است!
دوباره با جدیت گفت : همین که شنیدی
کمی نگاهش کردم. با تمام احترامی که برای سادات داشت اما در فرماندهی خیلی جدی بود
عصبانی شدم .از چادر بیرون آمدو و با ناراحتی گفتم: شکایت شما را به مادرم می کنم!
هنوز چند قدمی از چادر دور نشده بودم. دوید دنبال من  با پای برهنه
دستم را گرفت و گفت: این چی بود گفتی؟!
به صورتش نگاه کردم .خیس اشک بود .بعد ادامه داد: این برگه مرخصی
سفید امضا کردم هرچقدر دوست داری بنویس! اما حرفت را پس بگیر!
گفتم : به خدا شوخی کردم . اصلا منظوری نداشتم. خودم هم بغض کرده بودم
فکر نمی کردم اینگونه باشد
یک سال از آن ماجرا گذشت. چند ساعت قبل از شهادتش بود
مرا دید باز یاد آن خاطره تلخ را برای من زنده کرد و پرسید: راستی آن حرف را پس گرفتی؟!
گفتم به خدا غلط کردم . اشتباه کردم. من به کسی شکایت نکردم
اصلا غلط میکنم چنین کاری را انجام بدهم

شهید محمد رضا تورجی زاده
کتاب یا زهرا



*مـادر
تـو در کوچه های مدینـه از عــــدو سیلـی "خــوردی"
و مـن در کوچـه هـای غفلـت از خـود سیلـی "میخورم"
دلم هلاک یک نگاه مادرانتـه مادر


۹ نظر موافقين ۱۰ مخالفين ۰ ۲۵ بهمن ۹۵ ،۱۳:۱۲
بانــــوی گمنــــام
هو الرحمن الرحیم

پائیز سال 1361 بود. بار دیگر به همراه ابراهیم عازم مناطق عملیاتی شدیم
این بار نَقل همه ی مجالس توسل های ابراهیم به حضرت زهرا علیها سلام بود
هرجا میرفتیم حرف از او بود!
خیلی از بچه ها داستان ها و حماسه آفرینی های او را در عملیات ها تعریف می کردند
همه ی آن ها با توسل به حضرت صدیقه ی طاهره علیها سلام انجام شده بود
به منطقه ی سومار رفتیم. به هر سنگری می رفتیم از ابراهیم می خواستند
که برای آن ها مداحی کند و ازحضرت زهرا علیها سلام بخواند.
شب بود. ابراهیم در جمع بچه های یکی از گردان ها شروع به مداحی کرد
صدای ابراهیم به خاطر خستگی و طولانی  شدن مجالس گرفته بود!
بعد از تمام شدن مراسم، یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند
بعد هم چیزهایی گفتند که او خیلی ناراحت شد
آن شب قبل از خواب ابراهیم خیلی عصبانی بود و گفت:
من مهم نیستم، این ها مجلس حضرت را شوخی گرفتند, برای همین دیگر مداحی نمی کنم!
هر چه می گفتم: حرف بچه ها را به دل نگیر، آقا ابراهیم تو کار خودت را بکن، امافایده ای نداشت
آخر شب برگشتیم مقر، دوباره قسم خورد که: دیگر مداحی نمی کنم!
ساعت یک نیمه شب بود.خسته و کوفته خوابیدم
قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان می دهد
چشمانم را به سختی باز کردم. چهره ی نورانی ابراهیم بالای سرم بود
من را صدا زد و گفت: پاشو الان موقع اذانه
من بلند شدم. با خودم گفتم: این بابا انگار نمی دونه خستگی یعنی چی؟!
البته می دانستم که او هر ساعتی بخوابد، قبل از اذان بیدار می شود و مشغول نماز
ابراهیم دیگر بچه ها را هم صدا زد. بعد هم اذان گفت و نماز جماعت صبح را برپا کرد
بعد از نماز و تسبیحات، ابراهیم شروع به خواندن دعا کرد
بعد هم مداحی حضرت زهرا علیها سلام!!
اشعار زیبای ابراهیم اشک چشمان همه ی بچه ها را جاری کرد
من هم که دیشب قسم خوردن ابراهیم را دیده بودم از همه بیش تر تعجب کردم! ولی چیزی نگفتم
بعد از خوردن صبحانه به همراه بچه ها به سمت سومار برگشتیم
بین راه دائم در فکر کار های عجیب او بودم
ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت:
می خواهی بپرسی با اینکه قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟!
گفتم: خب آره، شما دیشب قسم خوردی که... پرید تو حرفم و گفت:
چیزی که می گویم تا زنده ام جایی نقل نکن
بعد کمی مکث کرد و ادامه داد: دیشب خواب به چشمم نمی آمد، نیمه های شب کمی خوابم برد
یکدفعه دیدم وجود مقدس حضرت صدیقه ی طاهره علیها سلام تشریف آوردند و گفتند:
نگو نمی خوانم، ما تو را دوست داریم , هرکه گفت بخوان تو هم بخوان
دیگر گریه امان صحبت کردن به او نمی داد. ابراهیم بعد از آن به مداحی کردن ادامه داد

شهید ابراهیم هادی
کتاب سلام بر ابراهیم – ص 190




یکی از شاگردان به مرحوم آیت الله حجتی میانجی عرض کردن برای ما یک راه میانبری بفرمائید
چون ما مثل شما طاقت اینهمه عبادات و اذکار وریاضات شرعیه و دستورالعمل های مختلف را نداریم.!
آیت الله حجتی میانجی بعداز شنیدن این جمله اشک در چشمانشان حلقه زد و فرمودند
بهترین میانبر در امر بندگی "توسل به بی بی دوعالم حضرت زهرا سلام الله علیها"
است خوشا به حال کسی که حضرت زهرا سلام الله علیها اورا قبول کند

پای درس استاد سلامتی

۱۰ نظر موافقين ۶ مخالفين ۰ ۲۳ بهمن ۹۵ ،۱۳:۲۲
بانــــوی گمنــــام