رفاقت به سبک شهید

رفاقت به سبک شهید

راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و
هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد
داستان کربلا را بخواند ،
اگرچه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد...

شهید سید مرتضی آوینی

کانال تلگرامی رفاقت به سبک شهید
https://t.me/dosti_ba_shahid

پيوندها

هو الرحمن الرحیم

 شما ای امت قهرمان، بر سر مسائل بیخودی های و هوی نکنید
و امام عزیز را تنها نگذارید و به حرفهایش بیشتر از همیشه عمل کنید
که تنها گذاشتن امام یعنی رها کردن اسلام و رها کردن انقلاب
و سعی کنید تا می توانید درصدد پیروزی هر چه زودتر برآئید و رزمندگان را مدد نمائید
و از آمدن فرزندان خود به جبهه جلوگیری نکنید،
زیرا آن دنیا باید جوابگوی امام حسین (علیه السلام) و سایر شهداء باشید
زیرا الان اسلام به نیرو احتیاج دارد

و در آخر، از کلیه کسانی که مرا می شناسند و کینه و ناراحتی از من دارند
از شما می خواهم که مرا حلال کنید و اگر کسی از من پول می خواهد که من نمی دانم
به خانواده ام مراجعه کند و یا حلال کند. زیرا
خداوندحق الناس را نمی بخشد
و به جان امام عزیزمان دعا کنید و او را تنها نگذارید و
تا موقعی که اسلام احتیاج به نیرو دارد، کمک کنید. ملتمس دعای خیر شما هستم

والسلام علی من التبع الهدی

فرازی از وصیت نامه شهید امیرعباس جعفرزاده




در کتاب الواعظ نوشته عالم بافضیلت حاج شیخ محمّد على ربانى اصفهانى که در چند جلد تدوین شده و محصولى از آیات قرآن و روایات است، خواندم: دو نفر تصمیم قطعى گرفتند خود را براى دیدن ولىّ زمان امام دوازدهم آماده کنند، به تزکیه نفس مشغول شدند، چون در خود لیاقت زیارت آن جناب را یافتند به مکه شتافتند، یکى از آنان به وقت طواف به محضر مقدس ولى امر رسید، عرضه داشت: اگر اجازه بفرمایید دوستم نیز خدمت شما برسد، حضرت فرمود: او لایق دیدار من نیست؛ زیرا در راه سفر به مکه به زمین گندم زارى رسیدید، او یک دانه گندم از خوشه چید براى این که ببیند گندم رسیده یا هنوز خام است، پس از بررسى کردن، آن یک دانه گندم را به همان زمین انداخت ، کسى که بدون اذن صاحب مال به مال دست درازى کند لایق دیدار حجت خدا نیست!
استاد حاج شخ حسین انصاریان



*هر چه به شب های پایانی ماه خدا نزدیک میشویم، حسرت روزهای رفته بیشتر میشه
خدایا ما را از زیان دیدگان در این ماه زیبایت قرار نده

بدبخت واقعی کسی است که ماه رمضان بگذرد و گناهانش آمرزیده نشود_نبی اکرم (ص)


کانال تلگرامی +

۱ نظر موافقين ۳ مخالفين ۰ ۰۲ تیر ۹۶ ،۰۱:۴۲
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

صدای حاج همت را میشناسی !
صدایش را بارها شنیده ای
حالا بخوان با همان صدا با همان جدیت

برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه , باید اخلاص داشته باشیم و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم ؛ سرمایه می خواد که از همه چیزمون بگذریم و برای اینکه از همه چیز مون بگذریم باید شبانه روز دلمون و وجودمون و همه چیز مون با خدا باشه .انقدر پاک باشیم که خدا کلا از ما راضی باشه .قدم برمی داریم برای رضای خدا , قلم بر می داریم روی کاغذ برای رضای خدا,حرف می زنیم برای رضای خدا , شعار می دیم برای رضای خدا , می جنگیم برای رضای خدا ,همه چیز همه چیز همه چیز  خاص خدا باشه ,که اگر شد پیروزی نزدیک است
چه بکشیم چه کشته بشیم که اگر اینچنین باشیم پیروزیم
و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنا نداره برای ما
چه بکشیم چه کشته بشیم پیروزیم اگر اینچنین باشیم


بیا اصلا تقلب خود کلیپ را نگاه کن !





+ خوب خواندی ؟ خوب نگاه کردی ؟
تصمیم بگیر از همین شب های قدر که کارت فقط این باشد فقط فقط رضای خدا
هر روز دو رکعت نماز بخوان تا شب های قدر سال آینده بعد نماز هم کمک بخواه و هم بگو خدایا
سر قولم هستم ببین چطور زندگی ات عوض میشه !
(همه این حرف های بانوی گمنام به خودت برمیگرده )


+ امروز دوستانی بهم پیام دادن که مطالب رو تو کانال بزار استفاده کنیم
چشم کانال قبلی حذف شد ! هم بعضی مطالب کپی شده بود هم واقعیت بعضی مطالب که نوشته شده بود با وضو نبود ! جلوتر برم با اخلاص نوشته نشده بود
ان شالله اینبار رعایت میشه
آدرس جدید : رفاقت به سبک شهید 

بعضی کلیپ ها و صوت ها هم که حقیر در توان نیست اینجا بزارم به خاطر وقت
ان شالله تو کانال گذاشته میشه



۶ نظر موافقين ۴ مخالفين ۰ ۲۷ خرداد ۹۶ ،۰۲:۱۷
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الرحیم

در یکی از شب های سرد زمستانی
ساعت های ۲ یا ۳ نیمه شب، به دیدارش رفتم
گوشه های اتاق کارش، پتویی دور خودش پیچیده بود و
از سرمای شب های کویر بر خود می لرزید
نگاهی به بخاری کردم. پر از نفت بود ولی خاموش بود

«علی جان! هوا سرده و تو هنوز این جایی؟ چرا بخاری را خاموش کردی؟»

«بخاری را روشن نمی کنم چون ساعت کاری من تمام شده
الان هم چون کاری نمی کنم، برای همین هم نباید از اموال بیت المال استفاده کنم
کارهای شخصی از وظایف کاری جداست

شهید علی یغمایی




+در اکثر سخنرانى هاى خود، پیرمرد سالخورده اى را مى دیدم که چهره شکسته او نشان دهنده مسائل بسیار مهمى بود! یک روز در کنار او نشستم و از او خواهش کردم قسمتى از حقایقى که در مدت حیات خویش آموخته برایم بازگو کند. پاسخ داد نزدیک به صد سال عمر دارم، شصت سال قبل وجه مختصرى فراهم کردم و به زیارت عتبات مشرف شدم. سه ماه بنا داشتم در نجف اشرف بمانم، پولم تمام شده بود، با خود وسایل پینه دوزى همراه داشتم، به مغازه دارى در بازار نجف گفتم: اجازه بده در کنار مغازه ات مدتى مشغول کسب باشم، با خوشرویى پذیرفت. چند روزى گذشت، بین من و صاحب مغازه دوستى گرمى برقرار شد، روزى از او پرسیدم: نکته مهمى که در مدت عمرت بیاد دارى برایم بگو، گفت: دوستى داشتم کامل و جامع، با یکدیگر بنا گذاشتیم هر یک زودتر از دنیا رفت، به خواب دیگرى بیاید و از اوضاع برزخ خبرى بدهد. او زودتر از دنیا رفت. شبى او را به خواب دیدم، در حالى که از چهره او رنج و ناراحتى مى بارید، سبب پرسیدم، گفت: یک بار به قصابى محل رفتم و چند لاشه گوشت او را با دست ارزیابى کردم، هیچ قسمتى را نپسندیدم، بدون این که به صاحب مغازه بگویم از چربى گوشت مغازه ات به دستم رسیده از مغازه بیرون رفتم. اکنون در برزخ ناراحت آن مقدار چربى منتقل شده به دستم هستم، از تو میخواهم دوستى خود را با رضایت گرفتن از قصاب، در حق من کامل کنى.
مرحوم علامه مجلسى(ره) از شهید اول از احمد بن ابى الجوزى نقل میکند که: آرزو داشتم در عالم خواب ابوسلیمان دارانى را که از عباد و زهاد بود ببینم، پس از گذشت یکسال از فوتش او را دیدم و گفتم: خداوند با تو چه معامله کرد؟ گفت: اى احمد! وقتى در دنیا بودم بار شترى را دیدم، یک چوب کوچک به اندازه خلال از آن گرفتم، نمى دانم با آن خلال کردم یا دور افکندم، اکنون یکسال است که مبتلا به سختى حساب آن هستم


حاج شیخ حسین انصاریان

شب عاشورا امام حسین ع به یارانش فرمود: هر کس از شما حق الناسی به گردن دارد برود
او به جهانیان فهماند که حتی کشته شدن در کربلا هم از بین برنده حق الناس نیست
در عجبم از کسانی که هزاران گناه میکنند و معتقدند یک قطره اشک بر حسین ضامن بهشت است
“شهید چمران”


*این پست های این روزهای من رو میبینید ؟ با بیچارگی نوشتم و مینویسم
این کلیپ رو هم دیدید ؟ حال و احوال این شب های من در درگاه خداست !
حالم خراب چون ....
نشستم دست روی دست گذاشتم خوش میگذرونم تو این دنیا با کلی گناه !
ادعامم گوش عالم و آدم رو کر کرده
کی عمل میکنم پس ؟! کی جبران میکنم این همه گند رو
از وقتی که یادمه به خدا قول دادم
وقت عمل که رسیده جا زدم
خدایا این بنده ات از خوبی و مهربونیت فقط تا بلده سو استفاده کرده
کی قراره بنده بشم و شیعه واقعی مولا بشم !
چرا نمیفهمی بانوی گمنام امسال شب های قدر هم بهت مهلت دادن توروخدا ! بیدار شو


۴ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ ۲۵ خرداد ۹۶ ،۰۲:۳۷
بانــــوی گمنــــام