رفاقت به سبک شهید

رفاقت به سبک شهید

راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و
هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد
داستان کربلا را بخواند ،
اگرچه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد...

شهید سید مرتضی آوینی

کانال تلگرامی رفاقت به سبک شهید
https://t.me/dosti_ba_shahid

پيوندها

۲ مطلب با موضوع «ازدواج» ثبت شده است

هو الرحمن الرحیم

یک شب توی عالم خواب دیدم جوادم بهم گفت:
مــادرم شما شبـای جمـعه دیـگه ســـرمزار من نیاین . . .!
چون ما شب های جمـعه به کربــلا می رویم . . .
وقتــی شما می آیید حضرت ابــا عبدالله الحسین علیه السلام میفـــرمایند :
شـمــا بازگردید دیدار مادرتـــان واجــــب تر است..

از زبان مـادرشهیــد جــــواد خوانجانی

+بروید به امان خدا ...
من نشسته ام کنار , تمام عهدهایمان !
و شما هم به رسم رفاقت , گاهی نگاهی کنید به پشت سر ....
کربلا , شب جمعه , کنار ارباب برای ما هم دعایی بکنید 


+ دلم خیلی گرفته بود دنبال مطلب تو کتاب ها و مجلات میگشتم برای امشب
که شب زیارتی مهربان اربابمون آقامون هستش تا رسیدم به این روایت مادر شهید ,
رفقا احترام بالوالدین رو جدی بگیرید خیلیییی !!! +

باور کنید اون روزی که پدر و مادرم برای من دعا نکنند و از من راضی نباشن شدید مریض میشم
فقط یه روز مادر اخم کرده بودند اونم چی تمام حق برای من بود ولی من تند رفتم
جوری مریض شدم بیچاره مادر هول شد,
به جدم قسم تنها وقتی می تونید به جایی برسید و عاقبت بخیر بشید (حتی شهادت)
که پدر و مادر ازمون راضی باشن .......
از امشب بیایین رفقا عهد ببندیم که احترام پدر و مادر رو نگه داریم !
جلوشون هیچ وقت بی احترامی نکینم و مودب باشیم (حتی سعی کنیم پامون رو جلوشون دراز نکنیم)
هان ! چیه ! باشه بابا ! چه خبر میگی ؟ (همه رو بزارید کنار فقط و فقط چشم )
هر روز دست پدر و مادر رو ببوسیم
قبل از اینکه اون ها ازما بخوان یه کاری رو خودمون بلافاصله انجام بدیم
تا زمانی که بلد نباشیم احترام پدر و مادر رو نگه داریم نمیتونیم احترام پدر عزیزمون آقا امام زمان رو
نگه داریم نتیجه اش میشه با گناهانمون با بی ادبی هامون دل آقا رو میشکینم

۱۴ نظر موافقين ۱۱ مخالفين ۰ ۱۰ دی ۹۴ ،۱۱:۰۵
بانــــوی گمنــــام

هو الرحمن الحیم

شب خواستگاری مادرش گفت: که ما فردا شب برای صحبت های آخر می آئیم
فردا شب که شد ساعت 8 شب آمدند
حاج علی مثل شب قبل با لباس فرم سپاه از منطقه آمده بود و من با ایشان توی اتاقی نشستیم و
با هم صححبت کردیم البته بیشتر او صحبت می کرد. خوب بخاطر دارم که گفت: هدف از ازدواج این است که سنت پیامبر و دستور اسلام را اجرا کنم در روش زندگی ما باید حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) را الگوی خودمان قرار دهیم و شرایط زندگی من این گونه است ممکن است یک روز در کنار شما باشم و شاید تا آخر عمر نباشم و به این مسئله تاکید داشت و اینکه مرد انقلابم و زندگیم دست خودم نیست. کتاب ازدواج در اسلام را بمن داد تا مطالعه کنم و گفت: اگر با این شرایط من راضی هستی بسم ا... و اگر هم نه مشکلی نیست
واقعا تمام حقایق خودش را برای من گفت....

امروز 4 تیر سالروز شهادت سردار هور , شهید علی هاشمی


جبهه یعنی شـور یعنی عاشقـی
 شیـر مردی چـون علــــی هاشمـی



+ سراغش را دائم میگرم و جویای حالش هستم .... نگرانش هستم
کمی به گذشته بر میگردم , فقط حدود یک سال پیش ....
با شوق فراوان از مراسم عقد و عروسی و دو سرویس طلا میگفت , از عشق میگفت
میگفت چندسالی با هم دوست بودیم , خوب همدیگر را شناختیم ,
به اجبار و با اصرار و با جلوی پدر و مادر ایستادن بالاخره آن ها را راضی میکند که آن ها راضی به این ازدواج شوند ...
میگفت اول باید عاشق شد بعد ازدواج کرد , آنقدر گفت و گفت که بغل دستیم برگشت به من گفت :
فکر میکردم این کارها عاقبت نداره ولی فکر کنم اشتباه فکر کردم ....
حالا بعد یک سال شنیدم راه پله های دادگاه را بالا پایین می روند ... طلاق .
رفیق 21 ساله ام به ناراحتی اعصاب دچار شده و این ناراحتی به اعصاب دستانش آسیب وارد کرده و لرزش دست گرفته ...
و مادر بیچاره او به فشار خون مبتلا طوری که فشار به 20 هم میرسد
دو سرویس طلا فقط برای یک هفته بوده بعد یک هفته به مادر پسر تعلق میگیرد ,
در مدت این چندسال دوستی , خبر نداشته که مرد رویاهای او دست بزن داشته و شکاک هستش
بهتر است چیز بیشتری نگویم , حتی نوشتنش حالم رو بد میکنه
یکی اینطور خودش انتخاب میکند
و دیگری کار را به خدا واگذار میکند و با خدا معامله میکند ... یادتان که هست ؟ (+)
و یکی دیگر هم هست از شهدا کمک میگیرد شهدارا واسطه میکند از امام زمان کمک میگیرد
و حالا هم خودش و هم همسرش هردو خادم الشهدا هستند

به خدا اعتقاد داریم ولی اعتماد نداریم


۱۳ نظر موافقين ۵ مخالفين ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ،۱۰:۲۵
بانــــوی گمنــــام