رفاقت به سبک شهید

رفاقت به سبک شهید

راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و
هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد
داستان کربلا را بخواند ،
اگرچه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد...

شهید سید مرتضی آوینی

کانال تلگرامی رفاقت به سبک شهید
https://t.me/dosti_ba_shahid

پيوندها

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

هو الرحمن الرحیم

وضو میگیرم ....
مثل همیشه به کنج اتاق پناه میبرم , قلم و کاغذ را آماده کرده ام
شروع میکنم به نوشتن , به رسم رفاقت همیشه
بسم رب المهدی
آقا جانم , بابای خوبم , مهدی زهرا سلام
به حرمت مادرتون حضرت زهرا  و عمه جانتون حضرت زینب
تمامی اهالی رفاقت به سبک شهید ملتمس دعا هستند آقا جان دعا بفرمایید

.
.
.
و باران است که میبارد


+به رسم همیشه اسم تک تک شمارو نوشتم که هم حرم حضرت معصومه نائب الزیاره باشم و
هم عریضه را در جمکران به چاه بیاندازم دریافت


دلم هوای حرم کرده بود حتی موقع ولادت حضرت بغض کرده بودم دلتنگ بودم
تا اینکه وعده مسافرت از طرف فامیل ...
میون حرف هاشون گفتم میشه بریم اول قم بعد هرجایی که خواستید !
با تندی نگام کردن و گفتن این سفر سیاحتی نه زیارتی
سرم رو انداختم پایین , دلم بدجور گرفت .... دست خودم نبود دلتنگ بودم
مادر آروم دم گوشم گفت ناراحت نباش به حرف این ها که نیست اگه دعوت بشیم همه چیز درست میشه
و حالا بعد چند روز تلفن زنگ میخوره !
" دیدیدم هرچقدر برنامه هارو جور میکنیم جور نمیشه اول میریم قم ! "
و من از خوشحال گریه ام گرفته بود , از خوشحالی داد میکشیدم میگفتم
" دیدی مامان عمه جان دعوتمون کردن "


راستی حلالم کنید

۴۲ نظر موافقين ۱۵ مخالفين ۰ ۰۳ شهریور ۹۵ ،۱۹:۲۹
بانــــوی گمنــــام