رفاقت به سبک شهید

به نام نامی سر، بسمه تعالی سر

هو الرحمن الرحیم

سلام آقا محسن نمیدانم چرا این آخرین عکست برایم روضه مصور شده
هرکار میکنم این تصویر از ذهنم بیرون نمی رود...
آن دود و آن چادر سفید در پس زمینه عکس
دلم را به عصر عاشورا و روضه غارت خیمه ها می برد
منی که خیلی صبر و تحملم مثلا بالاست زد دو روز تو تب سوختم!
مادر و پدر اصلا نفهمیدن موضوع چیه هی میگفتن سرماخوردی لابد
اگه میگفتم قضیه چیه عمرا میزاشتن دیگه گوشی دستم بگیرم یا خبرهارو از اینترنت بخونم
جز اینکه روزها بی سروصدا خدمت پدر و مادر باشم و شب ها زیر لحاف دستم رو بگیرم جلو دهنم
زار زار برای مظلومیت شما و ارباب و حضرت زینب گریه کنم!
چه زود محرم رسید چه زود دل های همه رو حسینی کردی آقا محسن
نمی‌شناختمت؛
اما به خیالم تا آخر عمر، هر بار که این عبارت «سرت را بالا بگیر» را بشنوم؛ یاد تو بیفتم
همان روز که اسیر شدی در تهران مراسم تحلیف بود ،
فدریکا موگرینی هم آمده بود همان که هر وقت تکفیریها در جبهه نبرد در بن بست می افتادند
تقاضای مذاکره می کرد و و برایشان زمان می خرید و نجاتشان می داد .
نمیدانم شاید همان داعشی که پشتت ایستاده و سر از تنت جدا کرد یکی از آنها باشد !
آقا محسن دست مریزاد آمدی همه معادلات را به هم ریختی
اصلا فدایی ولایت شما هستید
واگرنه همه ما که حرف هست که الکی میگوییم جانم فدای رهبر و اسلام
چون هرزمان که هر بار که مسولان ما کم می آورند و خرابکاری میکنن
شهدا به دادمان میرسند
یکبار شهدای غواص حتی شده دست بسته
اکنون هم شهید سر از تن جدا؛ شهید محسن حججی



و تو چه می دانی اسارت چیست؟
و ما چه می دانیم که اسیر کیست؟
از محضر مبارک امام زمان (ع) سؤال شد:
آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده است
که فلانذبنک صباحاً و مساء و لابکین عینک بدل الدموع دماء صحیح است؟
فرمود: آری!
گفتم: آن مصیبتی که در سوگ آن، به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟
آن مصیبت علی اکبر است؟
فرمود: نه! اگر علی اکبر زنده بود، او هم در این مصیبت، خون گریه می کرد!
گفتم: آیا مقصود مصیبت حضرت عباس (ع) است؟
فرمود: نه! بلکه آن حضرت عباس هم در حیات بود، او نیز در این مصیبت خون گریه می کرد!
عرض کردم: آیا مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع) است؟
فرمود: نه! اگر حضرت سید الشهداء (ع) هم بود، در این مصیبت خون گریه می کرد!
پرسیدم: پس این کدام مصیبت است؟
فرمود: مصیبت اسارت عمه ام زینب (س) است



*  چهل روز مونده به محرم چله بگیرید...
ان شالله دوشنبه چله رو شروع خواهیم کرد
برای هر روزی از چله به نیابت شهیدی خواهد بود که تو کانال تلگرام گذاشته میشه +

فقط یه چیز بگم !
همه میگن مسئولین چه جوابی به شهدا میدن !
اون جای خود
میشه یه لحظه فکر کنی شهید حججی و شهدای دیگه کنار ارباب ایستادن
و درست رو به رو تو ! توی که از مردم عادی هستی تو قرار چه جوابی بدی
حالا بزار یه چیز دیگه بگم اگه عمه جان حضرت زهرا کنارشونم باشن چی
تو حجابت چطور بودی ؟ بردار بزرگوارم تو نگاهت ؟
تو درس و دانشگاهت ؟ تو کارت با ارباب رجوع ؟
تو اردوهای جهادی ؟
تو تفریحاتت حرام بوده یا حرام؟
چقدر دل امام زمان رو شکستی ؟
آقای مغازه دار کم و گرون فروشی ! کلی سر مردم کلاه میزاری !
چقدر برا خوشنودی امام زمان و رهبری زحمت کشیدی
همه شهدااین انقلاب رو سپردن به ما جوونا ؟! چند قدم براش برداشتی
....
حالا  تونستی هم با خیال راحت زندگی کن هم با خیال راحت بخواب
با یه جمله که مسئولین جواب بدن خودت رو راحت کن

هنر آن است که بمیری بیش از آنکه بمرانَندَت

هو الرحمن الرحیم

با نام و یاد خداوند رحمان و رحیم که  در حق بنده  حقیر چیزی کم نگذاشتند و
سلام  و درود به  صاحب العصر والزمان(عج) و روح پاک امام راحل و رهبر عالم تشیع و
اسلام امام خامنه ای و روح پاک تمامی شهدای اسلام
این دنیا با تمام  زیبایی ها و انسانهای خوب و  نیکوی آن  محل گذر است نه  وقف و ماندن
و همه ی ما بایستی برویم و راه این است ، دیر یا زود فرقی نمی کند؛
اما چه بهتر که زیبا برویم
«هنر آن است که بمیری بیش از آنکه بمرانَندَت و مبدأ و منشأ حیات آنان هستند که چنین مرده اند.»
بایستی به  خود آئیم  که در چه زمانه ای زندگی می کنیم و با چه وضعی؟
در عصر امام زمان(عج) که انشاءالله از سربازان امام عصر(عج) قرار گرفته باشیم و
این همه مقابله  با مشکلات و مصائب ، غربت ها و  دوری ها وجود با خدا شدن بوجود نمی آید
البته  بنده مایلم که  به حق در مسیر تحقق وعده بزرگ الهی قرار گرفته ایم و
از این بابت بایستی خدا را شاکر باشیم
در اوضاع سیاسی کنونی که نائب برحق حضرت ولیعصر(عج) رهبرمان امام خامنه ای(مدظله العالی)
به تنهایی علم را بردوش گرفته و رجال سیاسی چندان همسو با فرمایشات ایشان عمل نمی کنند
بایستی بچه های مذهبی(هیئتی و مسجدی)خود را فدا کنند
بایستی فرمایشات نائب برحق امام زمان(عج)را کلمه به کلمه اجرا نمایند
چه در باب علم و چه در باب نفس و چه در باب سیایت
در این زمانه کسانی  روی  کار  آمده اند که انگار بویی از ایمان نبرده اند و
وقتی به  یکی از ادارات می روی تازه  متوجه  می شوی  که  چه  مردمان خوبی  داریم
که  با  وجود  برخی مدیران  نالایق  در برخی ادارات باز  هم  پشتیبان ولایت  و
نظام جمهوری اسلامی هستند  که  الحق  به  فرمایش بزرگان عمل  نموده اند 
که  اگر در  جمهوری اسلامی  خلافی صورت  گرفت تقصیر را بر گردن نظام نگذارید
بگوئید فرد اشتباه کرد نه نظام
که چه بسیار افرادی برای ضربه زدن به  نظام آمده اندکسانی که بویی از ایمان و مردانگی نبرده اند
کسانی که نان نظام را می خورند و  ریشه نظام  را می زنند
الحق که چه خطرناکند این افراد
چیزی که بچه های حزب اللهی هم در پیشبردکارهای  خود با سدّ چنین  افرادی  برخورد می نمایند
که بنده معتقدم با بی توجهی و کم توجهی این افراد به هیچ وجه
از اعتقادات و خواسته های خود کوتاه نیایید
به فرموده امام راحل " ما مظلومین همیشه ی تاریخ،محرمان و پابرهنگانیم
ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر قرار است هزار بار قطعه قطعه شویم
دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم."


وصیت نامه شهید مدافع حرم علی جمشیدی



* وقتی میخوای ماشین بخری میری خلافی خودرو رو میگیری که مبادا این ماشینی که
بهت میفروشن خلافی نداشته باشه !
از دیشب که شب عید بود تا به امروز که خود عید قول دادی که دلت رو دربست بدی به آقا
از خلافی هاش چه خبر !
اوضاع دلت چطوره ... صاف کردی دلت رو ؟!


عیدتون مبارک
هرچند
این عیدها برای من آقا نمی شود


خوابم تو بیدارم کن

هو الرحمن الرحیم

آخر من کجا و شهدا کجا خجالت می‌کشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم
من ریزه خوار سفره‌ی آنان هم نیستم
شهید شهادت را به چنگ می‌آورد راه درازی را طی می‌کند تا به آن مقام می‌رسد اما من چه!
سیاهی گناه چهره‌ام را پوشانده و تنم را لخت و کسل کرده
حرکت جوهره‌ اصلی انسان است و گناه زنجیر، من سکون را دوست ندارم
عادت به سکون بلای بزرگ پیروان حق است، سکونم مرا بیچاره کرده
در این حرکت عالم به سمت معبود حقیقی دست و پایم را اسیر خود کرده، انسان کر می‌شود
کور می‌شود، نفهم می‌شود، گنگ می‌شود و باز هم زندگی می‌کند
بعد از مدتی مست می‌شود و عادت می‌کند به مستی و
وای به حالمان اگر در مستی خوش بگذرانیم و درد نداشته باشیم
درد را، انسان بی هوش نمی‌کشد، انسان خواب نمی‌فهمد، درد را، انسان با هوش و بیدار می‌فهمد
راستی! دردهایم کو؟ چرا من بیخیال شده‌ام؟ نکند بی هوشم؟ نکند خوابم؟
مثل آب خوردن چندین هزار مسلمان را کشتند و ما فقط آن را مخابره کردیم
قلب چند نفرمان به درد آمد؟ چند شب خواب از چشمانمان گریخت؟ آیا مست زندگی نیستیم؟
خدایا تو هوشیارمان کن، تو مرا بیدار کن، صدای العطش می‌شنوم صدای حرم می‌آید
گوش عالم کر است. خیام می‌سوزد اما دلمان آتش نمی‌گیرد
مرضی بالاتر از این چرا درمانی برایش جستجو نمی‌کنیم، روحمان از بین رفته سرگرم بازیچه دنیاییم
الَّذِینَ هُمْ فِی خَوْضٍ یَلْعَبُونَ ما هستیم،
مرده‌ام تو مرا دوباره حیات ببخش، خوابم تو بیدارم کن
خدایا! به حرمت پای خسته‌ رقیه (س) به حرمت نگاه خسته‌ زینب (س)
به حرمت چشمان نگران حضرت ولی عصر (عج) به ما حرکت بده

وصیت نامه شهید مدافع حرم عباس دانشگر




*بانوی گمنام میبینی ؟!
متولد 72 بصیرت و ایمانش را ببین
دل حرم است بیا مدافعش باشیم


اگر خانه‎ای را اجاره بدهید، اجاره را از او می‎ستانید
خواه در خانه حضور داشته باشد، خواه در سفر باشد
آدمی اگر دل خود را به خدا سپرد خدا چه از انسان کار  بکشد چه نکشد
 اجرش را خواهد داد

آیت الله حائری شیرازی

گره از کارش باز شد, شهادت نوش جانت

هو الرحمن الرحیم

برای فرج امام زمان(عج) بسیار دعا کنید که
فرجمان در فرج آقا و مولایمان صاحب الزمان(عج) است

شهید مدافع حرم مرتضی عطایی با نام مستعار" ابوعلی"



اشک هایش را ببین
عشق بازی هایش را با مولایش ببین
دلتنگی هایش را

حال به خود نگاه کن ! حال و هوایت را , اصلا از جنس دلتنگیست ؟
چه بی خیال عالمی بانوی گمنام

مرحوم آیت الله میلانی میفرمودند:
هر روز بنشینید یک مقدار با امام زمان درد و دل کنید.
خوب نیست شیعه‌ روزش شب شود و شب‌اش روز شود و اصلاً به یاد او نباشد.
بنشینید چند دقیقه ولو آدم حال هم نداشته باشد، مثلاً از مفاتیح دعایی بخواند،
با همین زبان خودمان سلام و علیکی با آقا کند با حضرت درد و دلی کند


+ ببخشید این مدت نبودم نزارید به حساب بیخیالی و بی معرفتی همیشه به یادتون بودم و دعاگو !
لحظه های سختی گذروندم
امتحانات سختی دادم و هنوز میدم
ولی می ارزید بیشتر سمت "او " رفتم !
بیشتر برایم کلاس درس بود ... اوج سختی ها دستم را محکم گرفته بود برای آرام کردن دلم مشهد الرضا را قسمت کرد , ذره ای امید نبود به اعتکاف ولی درست دقیقه نود گفت بیا این سه روز را با من بیشتر خلوت کن ! همه همه همه همه این ها دعای مستجاب مادر و پدرم بودن که لحظه های سخت  بیشتر دعا میکردن خدایا ما از این دختر راضی هستیم تو دلش هر حاجتی داره برآورده بفرما و من می دیدم لذت و طعم دعاهای مستجاب پدر و مادر را ....


ما تو را دوست داریم

هو الرحمن الرحیم

پائیز سال 1361 بود. بار دیگر به همراه ابراهیم عازم مناطق عملیاتی شدیم
این بار نَقل همه ی مجالس توسل های ابراهیم به حضرت زهرا علیها سلام بود
هرجا میرفتیم حرف از او بود!
خیلی از بچه ها داستان ها و حماسه آفرینی های او را در عملیات ها تعریف می کردند
همه ی آن ها با توسل به حضرت صدیقه ی طاهره علیها سلام انجام شده بود
به منطقه ی سومار رفتیم. به هر سنگری می رفتیم از ابراهیم می خواستند
که برای آن ها مداحی کند و ازحضرت زهرا علیها سلام بخواند.
شب بود. ابراهیم در جمع بچه های یکی از گردان ها شروع به مداحی کرد
صدای ابراهیم به خاطر خستگی و طولانی  شدن مجالس گرفته بود!
بعد از تمام شدن مراسم، یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند
بعد هم چیزهایی گفتند که او خیلی ناراحت شد
آن شب قبل از خواب ابراهیم خیلی عصبانی بود و گفت:
من مهم نیستم، این ها مجلس حضرت را شوخی گرفتند, برای همین دیگر مداحی نمی کنم!
هر چه می گفتم: حرف بچه ها را به دل نگیر، آقا ابراهیم تو کار خودت را بکن، امافایده ای نداشت
آخر شب برگشتیم مقر، دوباره قسم خورد که: دیگر مداحی نمی کنم!
ساعت یک نیمه شب بود.خسته و کوفته خوابیدم
قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان می دهد
چشمانم را به سختی باز کردم. چهره ی نورانی ابراهیم بالای سرم بود
من را صدا زد و گفت: پاشو الان موقع اذانه
من بلند شدم. با خودم گفتم: این بابا انگار نمی دونه خستگی یعنی چی؟!
البته می دانستم که او هر ساعتی بخوابد، قبل از اذان بیدار می شود و مشغول نماز
ابراهیم دیگر بچه ها را هم صدا زد. بعد هم اذان گفت و نماز جماعت صبح را برپا کرد
بعد از نماز و تسبیحات، ابراهیم شروع به خواندن دعا کرد
بعد هم مداحی حضرت زهرا علیها سلام!!
اشعار زیبای ابراهیم اشک چشمان همه ی بچه ها را جاری کرد
من هم که دیشب قسم خوردن ابراهیم را دیده بودم از همه بیش تر تعجب کردم! ولی چیزی نگفتم
بعد از خوردن صبحانه به همراه بچه ها به سمت سومار برگشتیم
بین راه دائم در فکر کار های عجیب او بودم
ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت:
می خواهی بپرسی با اینکه قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟!
گفتم: خب آره، شما دیشب قسم خوردی که... پرید تو حرفم و گفت:
چیزی که می گویم تا زنده ام جایی نقل نکن
بعد کمی مکث کرد و ادامه داد: دیشب خواب به چشمم نمی آمد، نیمه های شب کمی خوابم برد
یکدفعه دیدم وجود مقدس حضرت صدیقه ی طاهره علیها سلام تشریف آوردند و گفتند:
نگو نمی خوانم، ما تو را دوست داریم , هرکه گفت بخوان تو هم بخوان
دیگر گریه امان صحبت کردن به او نمی داد. ابراهیم بعد از آن به مداحی کردن ادامه داد

شهید ابراهیم هادی
کتاب سلام بر ابراهیم – ص 190




یکی از شاگردان به مرحوم آیت الله حجتی میانجی عرض کردن برای ما یک راه میانبری بفرمائید
چون ما مثل شما طاقت اینهمه عبادات و اذکار وریاضات شرعیه و دستورالعمل های مختلف را نداریم.!
آیت الله حجتی میانجی بعداز شنیدن این جمله اشک در چشمانشان حلقه زد و فرمودند
بهترین میانبر در امر بندگی "توسل به بی بی دوعالم حضرت زهرا سلام الله علیها"
است خوشا به حال کسی که حضرت زهرا سلام الله علیها اورا قبول کند

پای درس استاد سلامتی

می خواهم عوض بشوم

هو الرحمن الرحیم

دست‌نوشته ها و برنامه های روزانه شهید دانشگر است
که عدم دروغ، غیبت، سوء ظن، نگاه به نامحرم، حفظ بیت المال، خواندن نماز شب
ورزش،خواندن کتاب و برنامه کاری و منظم از جمله برنامه های روزانه بارز شهید دانشگر است
شهید دانشگر در قسمتی از دست‌نوشته خود می گوید:
«می خواهم عوض بشوم  همه ی زندگی ام را عوض بکنم می خواهم آن کسی باشم که دوست دارم نه آن چیزی که یک ذهن مریض از من ساخته است هرگز از تاخیر و دیر شدن به آرزوهایم
نا امید نمی شوم زیرا بخشش الهی به اندازه ی نیت است»

مدافع حرم شهید عباس دانشگر













+ میدانی بهانه نمیتواینم بیاوریم نه دهه 50 بود نه دهه 60 ....
شهید عباس دانشگر متولد 72 یکی از جوان ترین شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س)
که بیستم خرداد ماه امسال در سوریه به شهادت رسید +

من و تو برنامه امون برای بعد ماه رمضان چیه ...
از شب قدر تا به حالا ,حالت با اعمالت خوب هست ؟
سر قولت با خدا مانده ای !
برنامه هامون رو نوشتیم ...؟ شروع کردیم به عمل کردن ؟


شب های سرنوشت ....

هو الرحمن الرحیم

چه آرزوهای قشنگی می کردن و چقد زیبا اجابت می شد...

حاج احمد آرزو کرده بود:
"بدست شقی ترین انسانهای روی زمین یعنی اسرائیلی ها کشته بشم"
و حالا دست اونهاست...

حاج همت از خدا خواسته بود:
"مثل مولایم بدون سر وارد بهشت بشم"
ترکش خمپاره سرش رو برد...

شهید برونسی همیشه می گفت:
"دوست دارم مثل حضرت زهرا گمنام باشم"
سالها پیکرش مفقود بود...

آقا مهدی باکری می گفت از خدا خواستم:
"بدنم حتی یک وجب از خاک زمین رو اشغال نکنه"
آب دجله او رو برای همیشه با خودش برد...

حاج آقا ابوترابی در مسیر پیاده روی مشهد می گفت آرزو دارم:
"در جاده عشق (مشهد) از دنیا برم"
تو همون مسیر خدا بردش و روز شهادت امام رضا در جوار امام رضا دفن شد...

اللهم اجعل مماتی شهادة فی سبیلک...


+ ما برای این شب ها چی آماده کردیم ...!
قراره تو این شب ها چی بخواییم ؟ خوب فکر کردیم ؟ هزاران و میلیون ها شب قدر قراره بیاد و بره
ولی سهم من و تو معلوم نیست چند شب قدر
مبادا از دست بدیم


محمدجان! عزیزم!
من تو را از خدا برای خودم نخواستم. از خدا خواستم فرزندی به من دهد که سرباز امام زمان(عج) بشود. همیشه آرزو داشتم پسرم عصای دست امام زمان(عج) باشد؛ نه عصای دست من!!! محمدجان! مهم‌ترین وصیّتی که به تو دارم، تبعیّت کامل از ولیّ فقیه است
بعد از آن ارتباط با قرآن و عترت. زندگی نکن برای خودت، زندگی کن برای مهدی(عج)؛
درس بخوان برای مهدی(عج)؛ ورزش کن برای مهدی(عج)

قسمتی از وصیت شهید مدافع حرم
حمیدرضا اسداللهی

بیا برویم زیارت ...

هو الرحمن الرحیم
آرام چشمهایت را ببند
و به تصویر بکش عشق را ، در دو طرفت دو گنبد طلایی

می دانی یکی برای حسین «ع» است و دیگری برای جان حسین«ع»
وزش نسیم بوی سیب را به مشامت می رساند و چکه میکند چشم آسمان
اصلا گویی ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند که تشنه ات کنند
تشنه میشوی ، تشنه ی یک سلام

به خود بیا تو اینک در بین الحرمینی ، دست ادب روی سینه بگذار و سلام کن !
سلام آقای تشنه لبم ...

برگرد سلام کن
سلام سقای دشت کربلا...
دیگر پاهایت نای ایستادن ندارند نه ؟؟؟
سر به سجده بگذار به یاد سجاد «ع»
باران شدت میگیرد ، به چه فکر میکنی ؟؟ که اینگونه اشک میریزی
به چه فکر میکنی؟؟به لبهای خشکیده ؟؟ به گلوی پاره پاره ؟؟ به تن اربا اربا؟؟
به دست های بریده و چشمان تر از خون؟؟ به موهای سفید و روی کبود گل سه ساله؟؟
به سر بریده یا به ندای بنی بنی بنی؟؟؟
اما از من میشنوی به یک چیز دیگرهم فکر کن ، حدس زدی چه میخواهم بگویم؟؟
آری به دل زینب«س» فکر کن

بلند شو تل زینبیه انتظارتو را میکشد. طاقت دیدن داری؟؟ چه میبینی ؟!
زینب «س»آن روز چیزی جز زیبایی ندید

امروز مدافعانش را به خاطر دل عمه جان دعا کن برای عباسهایش +
دست حرامی ها به حرم نخواهد رسید
شاید ندانستی اما حال کبوتر دلت به سوریه و حرم بی بی پر کشید , به عمه جان سلام کردی؟؟
زیارتت قبول
التماس دعا

بانو
حاج عماد،سایه سر

دردانه ات،
جهاد

و حالا غم برادر...

غبطه میخورم به مقرب بودنتان ... +

راستی

چقدر مرا یاد روضه های یک زن می اندازید...یاد کربلا

چقدر عاشق هستیم؟!

هو الرحمن الرحیم

با عشق زنده ایم چرا که بدون آن چیزی که مفت هم نمی ارزد ،جوانی است...
عاشق که باشی تاب نمی آوری, بی تابی و بیقرار ...
خودت آرام و قرار دلی برای بعضی ها
اما انگار آرام نداری!
عاشق که باشی تحمل نمیکنی غربت را...!
آن هم غربت حریم اربابت را!
نمیتوانی تحمل کنی که به حرم ناموس اربابت، ناموس مولایت  ذره ای بر حرمتی شود...!
عاشق که باشی ،میشوی پاره ی تن !
پاره ی تن امام حسین!
وعزیز حضرت مادر!
عاشق که باشی میشوی مدافع حرم...!
مدافع حرمی که اربابت تا آخرین نفسهایش ، چشم از آن بر نداشت!
میشوی مدافع حریم ارباب
که مبادا حرمت حریم ارباب شکسته شود
عاشق که باشی ...عباس علمش را به تو میسپارد
چرا که تو ثابت کرده ای که پر از عشقی...پر از ادبی...
تو در خانه ات در امن و امن باشی و حرم دختر مولا در خطر...؟!
هرگز....!
خلاصه بگویم؛
نمیتوانی این ها را تاب بیاوری! 
عاشق که باشی....
وسرانجامت میشود آغوش امام زمانت...
عاشق که باشی میشوی سر به دامان مولایت
و سر هوایی ات را میگذاری روی پای صاحب الزمان و سودای سرت را نشانش میدهی...!
عاشق که باشی
بیقراری میکنی برای آنکه علی اکبر آغوش بگشاید برایت...که بیا!
عاشق که باشی جان که سهل است....از همه چیز می‌گذری

 جانباز مدافع حرم حبیب عبداللهی در دیدار با رهبر انقلاب باعکس رفیقش؛ شهید محمداینانلو
رفیقم کجایی +


دلِ تنگم نظـــر ســــویِ تـــو دارد

هو الرحمن الرحیم

عقیله تا دیروز برات کربلا می داد و این روزها برات شهادت...


مگر نشنیدی که گفت تا زنده ام کسی نرود سمت خیمه ها اول مدافع حرم زینب حسین بود


سلام پسرم خدا قوت زیر سایه پروردگار باشید پسرم. حضرت زینب سلام الله علیها یاریتون کند انشاءالله خوش به سعادت پسرم. انشاءالله امام حسین (ع) یاریتون می‌کنند. خیلی راه خوب و عجیبی انتخاب کردید. دعا می‌کنم همیشه به هدفتون که هدف اصلی واقعی و الهی است برسید، نمی‌دونم چه باید بگم، خلاصه اینکه خدا دوستتون داشته که تو این مسیر رفتید.
 
ولادت عزیز دلمون عمه سادات حضرت زینب (س) رو تبریک می‌گم، عید رو بهتون تبریک می‌گم ویژه پسرم، قشنگترین جشن تو دلهای شماست، عیدی بگیرید از خانم حضرت زهرا (س) انشاءالله. سلام ما را به حضرت زینب (س) اگر در دمشق هستید و سلام ما را به پدر بزرگوار امام زمان (عج) اگر در سامرا هستید برسونید. اینقدر می‌دانم که خیلی بهتون غبطه می‌خورم که در راه انبیا (ع) هستید. آرزوی زیارت حضرت زینب (س) را دارم در جوانی یک بار قسمتم شده ولی می‌خوام از طرف ما زیارت کنید و ایستادگی کنید تا ما به آرزویمان برسیم و چشمتون به ضریح خانم نور بگیره. خدا قوت پسرم.
 
وقتی رفتید با نیروی خداوند رفتید که از لذتهای دنیا و عزیزانتون دل کندید. قطعا با یاری امام حسین (ع) رفتید و این نیرو و یاری تا آخرش همراهتون هستند خیلی اهل نامه نوشتن نیستم ولی دعا و قلبم همراه شماست. برای جوانانمون دعا کنید که مثل شما در مسیر راست باشن ما که همیشه مدیون شما هستیم. مادر مواظب خودتون باشید سرما نخوری.
اون دنیا شفاعتمان کنید. شما همسفره امام حسین (ع) هستید در اون دنیا شفاعت فراموش نشه پسرم. ما مدیون شما هستیم خدا یارتون باشه.
راستی پسرم عزیزم اگر در سوریه هستید سلام ما را به دردانه امام حسین (ع) حضرت رقیه (س) و دیگر فرزندان اباعبدالله (ع) برسونید و برامون دعا کنید.
التماس دعا و به امید دیدارتون سربازان امام زمان (عج)
 خدا قوت

نامه یکی از مادران مدافعین حرم - منبع تا شهدا

ولادت محبوبه المصطفی و نائبة الزهرا، حضرت زینب(س)  مبارک باد!

نجمه جان دوست خوبم , و فهمیه جان , پرستاران مهربان روزتان مبارک
 
۱ ۲ ۳
راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و
هر کس در هر زمره که می خواهد ما را بشناسد
داستان کربلا را بخواند ،
اگرچه خواندن داستان را سودی نیست اگر دل کربلایی نباشد...

شهید سید مرتضی آوینی

کانال تلگرامی رفاقت به سبک شهید
https://t.me/dosti_ba_shahid
پیوندها
Designed By Powered by Bayan